|

3نفر با هم میرن ساعت فروشی ، ساعت میخرن 30000 تومن.
یعنی نفری 10000 تومن دادن.
صاحب مغازه به شاگردش میگه : قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون.
شاگرد مغازه از این 5000 تومن 2000 تومنشو واسه ی خودش برمیداره .
3000 تومن دیگرو میده به اون سه نفر. (نفری 1000 تومن).
پس با برگشت 1000 تومن نفری، اونها هركدوم 9000 تومن دادند.
حالا سوال اینجاست اگه 9×3= 27
2تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، میشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست؟
طراح سوال : پروفسور حسابی


روزی شخصی بر سر جالیز رفت که خیار بدزدد.
پیش خودش گفت: این گونی خیار را میبرم و با پولی که برای آن میگیرم، یک مرغ میخرم.
مرغ تخم میگذارد، روی آنها مینشیند و یک مشت جوجه در میآید،
به جوجهها غذا میدهم تا بزرگ شوند،
بعد آنها را میفروشم و یک گوسفند میخرم،
گوسفند را میپرورم تا بزرگ شود،
او را با یک گوسفند جفت میکنم،
او تعدادی بره میزاید و من آنها را میفروشم.
با پولی که از فروش آنها میگیرم، یک مادیان میخرم،
او کره میزاید، کرهها را غذا میدهم تا بزرگ شوند،
بعد آنها را میفروشم
با پولی که برای آنها میگیرم، یک خانه با یک باغ میخرم.
در باغ خیار میکارم و نمیگذارم احدی آنها را بدزدد.
همیشه از آنجا نگهبانی می کنم.
یک نگهبان قوی اجیر میکنم، و هر از گاهی از باغ بیرون میآیم و داد میزنم: آهای تو، مواظب باش.
آن فرد چنان در خیالات خودش غرق شد که پاک فراموش کرد در باغ دیگری است و با بالاترین صدا فریاد میزد.
نگهبان صدایش را شنید و دواندوان بیرون آمد، آن فرد را گرفت و کتک مفصلی به او زد. بيچاره تازه فهميد كه همش رويا بوده است.
اول اینو بخون
فرض کن این عکس تو توی آفریقاست و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی
یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه
و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره
و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه
تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه

چه جوری تو این کار رو انجام می دی...؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب:
واقعا اینقد سخت بود؟؟؟!
بابا آهنگ تولد ... تولد ... تولدت مبارک رو میخونی...
شیر بی اختیار میره
شمع رو خاموش میکنه!!! به همین سادگی به همین خوشمزگی!

منبع: مجله من
ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 / 4 / 1390برچسب:طنز, :: 7:39 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
مغز مردان برای خیرهشدن به زنان برنامهریزی شده است !!!!
آیا درک چیزهایی که در ذهن شوهرتان میگذرد، برایتان سخت است؟ این کار برایتان سادهتر خواهد شد اگر این 10 نكته را که دانشمندان در مورد مغز مردان كشف کردهاند، بدانید. مغز مرد در طول زندگیاش تغییر وتحول پیدا میکند.
هر زنی برای انتخاب جفتی برای ادامه زندگی، باید این چیزها را بداند.
1. مردان احساساتیترند
گرچه تصور عمومی این است که زنان احساسیتر از مردان هستند، اما پژوهشها نشان داده است که نوزادان پسر نسبت به نوزادان دختر واکنشهای عاطفی بیشتری از خود نشان میدهند. یک بررسی در سال 2008 نشان داد که مردان در بزرگسالی نیز واکنشهای عاطفی را با شدت بیشتری بروز میدهند. البته پیش از آنکه از عواطفشان در موردی آگاه شوند.
2. مردان در برابر تنهایی حساسترند
گرچه تنهایی میتواند برای سلامت مغز هر کسی زیانبار باشد، اما مردان سالمند نسبت به آن خیلی آسیبپذیرترند. مردان نسبت به زنان کمتر برای برقراری ارتباط تلاش میکنند، در نتیجه تنهایی آنها تشدید میشود و این تنهایی اثر آسیبرسانی را بر مدارهای اجتماعی مغزشان باقی میگذارد.
3. مردان بر حل مسائل متمرکزند
با اینکه بسیاری از بررسیها نشان میدهند زنان نسبت به مردان احساس همدلی بیشتری از خود بروز میدهند اما ممکن است قضیه به این سادگی نباشد؛ ممکن است سیستم همدلی مغز مردان هنگامی که شخصی تحت استرس قرار دارد یا مشکلی را ابراز میکند، به سرعت عمل نكند، اما بخشی از مغز که مسوول «حل مسائل» است، به سرعت عكسالعمل نشان میدهد و باعث کمک رساندن مردان به دیگران میشود.
4. مغز مردان برای خیرهشدن به زنان برنامهریزی شده است
هورمون تستوسترون را به پرخاشگری و خصومت ارتباط میدهند اما این هورمون مسوول میل جنسی هم هست و مردان نسبت به زنان 6 برابر بیشتر از این هورمون در خونشان دارند. دانشمندان دریافتهاند این هورمون بخش تسلط بر رفتارهای تکانهای و غریزی را مختل میکند. گرچه این موضوع نیاز به بررسی بیشتری دارد، اما میتوان گفت مردان درست مثل هواپیمایی كه روی دستگاه «خلبان خودکار» قرار گرفته باشد، به زنان خیره میشوند و در عین حال وقتی زن از میدان دیدشان خارج شد، او را فراموش میکنند.
5. مردان از قلمروشان دفاع میکنند
بخشی از غریزه مردانه، دفاع از قلمرو است. گرچه در مورد انسانها باید پژوهشهای بیشتری انجام شود، اما در پستانداران مذکر، بخشی از مغز که مسوول «دفاع از قلمرو» است، از بخش مشابه در پستانداران مؤنث بزرگتر است. با اینکه زنان نیز دارای حس مالکیت هستند، اما مردان با احتمال بیشتری ممکن است هنگامی که زندگی عشقی یا قلمروشان در معرض تهدید قرار میگیرد، پرخاشگری كنند.
6. مردان از سلسله مراتب فرماندهی استقبال میکنند
مردان هنگامی كه سلسله مراتب قدرت حالت ناپایداری دارد، احساس اضطراب میکنند اما سلسله مراتب فرماندهی ثابت و پایدار، مانند نیروهای نظامی یا محیطهای کاری، تستوسترون آنها را کاهش میدهد و پرخاشگریشان را مهار میکند.
7. مغز مردان واقعا در طول زمان بالغ میشود
اشتغال خاطر با سلسله مراتب قدرت که از سنین بسیار پایین (حدود 6 سالگی) آغاز میشود، برانگیزاننده رقابت میان مردان است و به همین دلیل مدام به هم متلک میگویند. البته بروز پرخاشگری کلامی بسیار بهتر از نمود عملی بیرونی آن است. بررسیهای روانشناختی نشان دادهاند که با افزایش سن، علاقه مردان به برتریطلبی کاهش مییابد و در عوض توجه بیشتری به رابطههایشان و بهبود روابط اجتماعی پیدا میکنند. احتمالا این تغییر مردان، تا حدی به کاهش تدریجی میزان تستوسترون با افزایش سن مربوط است.
8. مغز مردان برای پدر شدن آمادگی پیدا میکند
مغز مردان چند ماه پیش از اینکه پدر بشوند، برای همکاری با همسرشان آمادگی پیدا میکند. یک بررسی در سال 2000 نشان داد که پدران آینده تغییراتی هورمونی را پشت سر میگذارند؛ هورمون پرولاکتینشان بالا میرود و هورمون تستوسترونشان کاهش پیدا میکند و به این ترتیب احتمالا رفتار پدرانه در آنها تقویت میشود.
9. شیوه بازی مردها با بچههایشان فرق میکند
شیوه بازی پدرها با بچهها خاص خودشان است. شیوه آنها در انجام بازیهای مبارزهجویانه، دارای خودانگیختگی بیشتر و برانگیزاننده، به یادگیری بهتر کودکان کمک میکند، به آنها اعتماد به نفس بیشتری میدهد و آنها را برای دنیای واقعی آماده میکند. بررسیها نشان داده احتمال بروز رفتارهای پرخطر جنسی در كسانی كه پدرهایشان توجه زیادی به آنها داشتهاند، كمتر است.
10. مغز مردان و مسأله ازدواج
زنان میخواهند استقرار پیدا کنند و مردان میخواهند خانوادهدار و بچهدار شوند. نتایج یک بررسی كه در سال 2007 انجام شد، نشان میدهد خیانتهای مردان با احتمال بیشتری پیش از 30 سالگی رخ میدهد. پس از این سن، آنها معمولا بر تامین نیازهای خانوادهشان متمرکز میشوند.

1- هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده (همون دهاتی) ولی ما امروزه به رانندگانی که چراغ قرمز را رد می کنند، رانندگانی که به محض سبز شدن چراغ و جهت یادآوری خاطره حنابندان مادر بزرگشان بوق های ممتد می زنند، عابرانی که از وسط اتوبان رد می شوند و یا صف اتوبوس را رعایت نمی کنند، بازیکنان تیم ملی فوتبال وقتی موقعیتی را خراب می کنند و کسانی که موقع راه رفتن پای دیگران را لگد می کنند می گوییم: هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
2-از همه پسرها متنفرم
از آنجایی که تب پیدا کردن بوی فرند (BF) در بین دوشیزگان دبیرستانی بسیار رواج پیدا کرده و یک جورایی از نان شب هم برای این عزیزان واجب تر است و از آنجایی که این نوگلان عمراً به پسر پایین تر از 25 سال پا بدهند و از آنجایی که یک پسر 25 ساله خیلی چیزها را می داند ولی یک دختر 16-17 ساله خیلی چیز ها را نمی داند پس طبیعی است که این وسط چه کسی باید گرگ شود و چه کسی قربانی....
طبق آمار های گرفته شده 99 درصد دختران دبیرستانی قبل از خوردن 100 عدد قرص دیازپام و خودکشی این جمله را بیان می کنند: از همه پسر ها متنفرم!
3-بابا جون هر وقت خواستی بیای خونه 2 تا شمع هم بگیر. چون برق نداریم!
جمله ای که طی ماه گذشته بسیار پر کاربرد شده است و از آنجایی که هر حرف دیگری در این رابطه بزنیم تبدیل به سیاسی می شویم و اینا پس دیگه چیزی نمی گیم و مثل شهروند نمونه میریم سراغ موضوعات کم خطرتر!
5-الو! صدات قطع و وصل میشه.برو یه جا که آنتن داشته باشی!
طبق تحقیقات به عمل آمده به طور متوسط نیمی از زمان مکالمه با تلفن همراه در اقصی نقاط کشورمون صرف گفتن جمله بالا می گردد. شایان ذکر است در پاره ای از موارد جملات دیگری به جای جمله بالا به کار می روند که شامل همین مضمون هستند و عبارتند از: قطع و وصل میشی حاجی ، نقطه کور ایستادی صدات نمیاد، برو اون خطت رو بفروش با پولش آدامس بخر، ای مخابرات فلان فلان شده،..... (سانسور شد !!) بلده هی پول قبض بگیره! (به جای کلمه فلان فحش های مورد نظر را جایگذاری کنید)
6-آقای مجری، لطفاً یه کم راهنمایی کنید؟
منظور از جمله بالا مسابقات تلویزیونی و مجریان دلنواز و جایزه های نفیس (اعم از ساعت مچی و دیواری و رومیزی و زیر میزی و کنار میزی و اشتراک یک سال پوشک My Baby و دویست و چهل و نه تومان پول نقد و ...) و شرکت کنندگان بسیار باهوش (با بهره هوشی در حد جلبک های فتوسنتز کننده اعماق اقیانوس ها) می باشد.
معمولاً عبارت « آقای مجری میشه یه راهنمایی بکنید؟» بعد از قرائت سوال توسط مجری بامزه و تو دل بروی برنامه ، توسط شرکت کننده که احتمالاً صغری 34 ساله و ترشیده و یا کرم علی 14 ساله و محصل می باشند، پرسیده می شود (نگاهی به شرایط سنی و اجتماعی شرکت کنندگان این مسابقه، خود به تنهایی برای نشون دادن سطح نازل این برنامه ها کافیه).
تا شرکت کننده محترم بتواند بعد از راهنمایی های مربوطه توسط مجری محترم (که بسته به آی کیوی شرکت کننده از حرکات موزون تا گفتن جواب مسابقه تغییر می کند) به جواب مورد نظر دست بیابد. سوالات برنامه نیز موضوعاتی همچون آرامگاه خواجه حافظ شیرازی کجاست؟ ، تعداد انگشتان دست و یا پا در انسان چند تاست؟ ، علی دایی کیست ، چرا زن نمی گیری و موضوعاتی از این قبیل می باشد!
7-ای بابا! آقای راننده، من هر روز این مسیر رو با تاکسی میام. دیروز 250 تومان بود. یعنی چی الان میگی باید 1250 تومان بدم؟!؟!
در جایی که گنجشگکان میومیو می کنند و سگ ها جیک جیک و گربه ها واق واق ، پس خیلی طبیعی است که صبح روز بعد کرایه را چند برابر کنند!
8-آقای دکتر مریض تخت دو که دیروز عملش کرده بودین، همین الان تموم کرد!
آقا جان من اشتباهات پزشکی هم جزئی از عمل های جراحیه! به فرض هم که یه دکتر متخصصی از هر 4 نفری که عمل می کنه 3 نفرشون می میره. دلیل نمیشه که شما فکر کنید این بنده خدا سواد نداره و به خاطر پارتی و رابطه و اینا مدرکش رو گرفته! اصلاً اگه طرف آدم نکشه که بش نمی گن دکتر که! بابا جان اون یه چیزی حالیشه. طرف دکتره ها! گیر نده عزیزم. برو ماستتو بخور. به توچه طرف چه جوری و از کجا (منظور اوکراین نیست ها!) مدرکشو گرفته؟
9-شلام ژن. اون پنژره رو ببند شوژ میاد! (یعنی:سلام زن.اون پنجره رو ببند سوز میاد)
بحمدالله در زمینه اعتیاد و معتاد پروری توانستیم بترکونیم و موفق شدیم سن اعتیاد را به حدود 14 الی 15 سالگی کاهش بدیم و اصولاً در این زمینه هیچ یک از استاندارد های جهانی برای ما رقمی به حساب نمی آیند. در هر صورت جمله بالا یکی از پرکاربردترین جملاتیه که هر روز میشنویم یا شاید هم خودمون به زبونش میاریم!
10-برخورد یک دستگاه مینی بوس با یک سواری حادثه آفرید!
خوب دیگه همه میدونیم خودرو هامون فرسوده اند و جاده هامون فرسوده تر و رانندگانمون خواب آلوده تر!
چیزی که این سوال ها را اینقدر پیچیده کرده این است که یک پاسخ اشتباه ممکن است یک دعوای طولانی مدت را به وجود آورده و در بعضی موارد منجر به طلاق شود. به نمونه های زیر توجه کنید:
1- "به چی فکر می کنی؟" مطمئنا پاسخ مناسب به این سوال چیزی جز این نیسـت: "ببخشید اگه ناراحتت کردم، عزیزم، فقط داشتم به این فکر می کردم که تو چه خانم فوق العاده، با ارزش، با ملاحظه، باهوش و زیبایی هستی و من چقدر خوش شانس هستم که تو را در کنار خود دارم." این سوال به طور حتم افکار درونیتان را برای خانم فاش نمی کند. به عنوان مثال ممکن است شما در آن موقع در حال فکر کردن به یکی از موارد زیر بودید:
الف) بیس بال
ب) فوتبال
ث) چقدر چاق شدید
ج) خانم زیباتر است یا شما
د) اگر شما مردید پول بیمه را چطور خرج می کند
پاسخ مناسبی که به این پرسش داده شده برگرفته از کتاب "ازدواج با بچه ها" نوشته ال باندی است. این اتفاق درست زمانی روی داد که همسر ال، "پگی" به او گفت: "میخواهم بدانی که..." و ال هم گفت "بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم تا فکر کنم."
سوال دیگری که تنها یک پاسخ مثبت دارد و هزاران جواب منفی عبارتست از:
2- "منو دوست داری؟" پاسخ مناسب به این سوال "بله" است. کسانی که میخواهند کمی استادانه تر عمل کنند می توانند بگویند: "بله عزیزم." پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شود:
الف) فکر کنم اینطور باشه
ب) اگه بگم آره خوشحال می شی؟
ث) بستگی داره منظورت از دوست داشتن چی باشه
ج) فرقیم می کنه؟
د) کی؟ من؟
3- " به نظرت من چاقم؟" پاسخ مردها باید به این سؤال مطمئنا " نه، البته که نیستی" باشد و بعد هم باید به سرعت اتاق را ترک کنند. موارد نادرست عبارتند از:
الف) نه چاقی نه لاغر
ب) در مقایسه با کی؟
ث) یکم وزنت زیاده ولی بهت می یاد
ج) من خانم های چاق تر از تو هم دیده ام
د) چی گفتی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم
4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" "اون خانم" می تواند هر کسی از نامزد قبلی شما گرفته، تا یک عابر که شما آنچنان به او خیره شده اید که باعث یک سانحه اتومبیل می شوید، و یا یک هنر پیشه ای که در یک فیلم بازی می کند، باشد. در هر شرایطی پاسخ درست این است: "نه، تو خیلی زیباتری" پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شوند:
الف) زیباتر از تو نیست، اما زیبایی های خودش را دارد
ب) نمی دونم آدم باید زیبایی رو چطوری دسته بندی کنه
ث) آره، ولی شرط می بندم که شخصیت تو از اون خیلی بالاتره
ج) فقط از این نظر که از تو جوانتر و لاغر تره
د) می تونی دوباره سوالت رو تکرار کنی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم
5- "اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟". پاسخ مناسب: "محبوب من، اگر تو به طور ناگهانی چشم از جهان ببندی زندگی دیگر برای من هیچ معنایی نخواهد داشت و خودم را زیر چرخ های اولین کامیونی که ببینم می اندازم." همانطور که در چند خط بعدی می بینید، مشاهده خواهید کرد که یک پاسخ نا بخردانه شما را تا کجاها میشکد:
خانم: عزیزم، اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟
آقا: چرا عزیزم؛ خوب معلومه خیلی ناراحت می شم.
خانم: دوباره ازدواج می کنی؟
آقا: نه معلومه که نمی کنم
خانم: دوست نداری ازدواج کنی؟
آقا: خوب دوست که دارم
خانم: پس چرا ازدواج نمی کنی؟
آقا: خیلی خوب، دوباره ازدواج می کنم
خانم: تو این کار رو می کنی؟
آقا: بله
خانم:( پس از یک مکث طولانی) باهاش توی تخت من می خوابی؟
آقا: خوب آره، فکر کنم همچین کاری کنم
خانم:خوبه، حالا فهمیدم، لابد میذاری لباس های من رو هم بپوشه؟
آقا: فکر کنم اگه بخواهد بهش اجازه بدم
خانم: (با سردی) واقعا؟! حتما جای عکس های من رو هم با عکس های او عوض میکنی؟
آقا: آره فکر کنم کار درستی باشه
خانم: این طوریه؟ آیا بهش اجازه میدی که با چوب گلف من بازی کنه؟
آقا: نه عزیزم آخه اون چپ دسته!!!!
پایگاه فرهنگی تفریحی ایران ناز

سلام ، ببخشین این موقع مزاحم می شم
میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟
-------
دیروز یه گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!!
خواستم برات بخرمش.
به فروشنده گفتم :اون گل چند؟
گفت:اون گل نیست........آینه ست.
-------
غضنفر این کارا رو کرد که غضنفر شد:
۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل
2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد
-------
مشخصه ی موبایل ندیده ها:
1- وقتی موبایلشون زنگ می خوره خنده شون می گیره
2- وقتی بهشون زنگ می زنن دیر جواب می دن
3- وقتی براشون SMS سرکاری میاد تا آخرش می خونن!
-------
چندیست که بیمار وفایت شده ام .
در بستر غم چشم به راهت شده ام.
این را تو بدان اگر بمیرم روزی
مسئول تویی که من فدایت شده ام
-------
غضنفر توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه ،
میگه : خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره !!!
-------
به عضنفر میگن یه اگهی تبلیغاتی در موردخمیردندان پونه بگو میگه خمیر دندون پونه چشما نمیسوزونه
-------
یه غضنفر خبر میدن پدر شدی میگه به زنم چیزی نگید میخوام غافلگیرش کنم
-------
تو به من بگو زشت! من به تو می گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم!!...
-------
به غضنفر میگن سخت ترین کاری که تا به الان انجام دادی چیه....میگه نمک در نمکدان ریختن...می پرسن چرا؟...میگه چون
سوراخ هاش خیلی کوچیک بود
-------
تو مرا میفهمی من تو را میخوانم ..... و همین ساده ترین قصه یک انسان است ..... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم ..... و
تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی
-------
من از زندگانی آموختم چگونه اشک ریختن را ولی اشکهایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را
-------
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است،
زندگی مثل زمان در گذرست
-------
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز
هستی...
-------
صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت
-------
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند
جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم
تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
-------
از غضنفر سوال میکند اون چیه که شبها از روی دیوار را میره چهار دست وپاهم داره میو میو هم میکنه طرف کمی فکر میکنه و
جواب میده گاو
-------
به یارو میگن چرا درس میخونی؟ میگه درس میخونم دکتر بشم، مطب بزنم، پول در بیارم، نیسان بخرم کار کنم
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 17 / 2 / 1390برچسب:زندگی,عشق,افکار,خوشبختی,سلامت,شوهر,زناشویی,بن لادن,طنز,ورزشی,اخبار فناوری اطلاعات, :: 9:19 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
جشنواره:
جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا !!!
سخت ترین کار:
به غضنفر ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟
ميگه: پر كردن نمكدون!
ميگن: چرا؟
جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه!!!
التماس
التماس غضنفر به عابر بانک : غلط کردم، پول نمیخوام فقط گواهى نامه ام رو پس بده!!!
پشه بند
حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
مختار
یارو می ره کوفه ضریح مختار را می گیره و می گه دمت گرم عجب فیلمی بازی کردی!
شانس
یارو 1000 تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره!
ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 16 / 2 / 1390برچسب:زندگی,عشق,افکار,خوشبختی,سلامت,شوهر,زناشویی,بن لادن,طنز,ورزشی,اخبار فناوری اطلاعات, :: 10:25 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
بچه هایی که تا الان لایه کتابو باز نکردن و قصدم ندارن باز کنن به روش های زیر دقت کنن براشون انشاالله مفید خواهد بود!
۹. یکی از روشهای جدید ، استفاده از تکنولوژی BlueTooth میباشد .بدین صورت که شما از برگه خودت عکس میگیری و بعدش برای دوستانتون Send میکنی این روش کاملا تست شده و جواب داده
۲.موبایل بزارین تو جیبتون . . . هندز فری هم روی گوشاتون مقنعه هم که میکنین سرتون . . .
فقط قبل از اینکه برین سر جلسه گوشی رو سایلنت کنین که ضایع بازار راه نیافته . . .

۳.روش دیگه نوشتن روی دستمال کاغذیه . . . همینجوری باهاش صورتتون رو خشک کنین . اما حواستون باشه یه وقت بینی مبارک رو لمس نکنه که هم ضایع میشین هم تفلب ها غیر قابل استفاده میشن . . .
۴.روش بعدی نوشتن تقلب روی کاغذ و قرار دادن اون در پاکتی شلوار و آستین هاست . . .
۵.روش بعدی نوشتن مطالب روی دسته صندلی
۶.روش بعدی نوشتن مطالب کف دست یا روی مقنعه (با خودکار مشکی امتحان کنین . . . خوندنش یه کم سخته اما خیلی حال میده . .
۷.روش دیگه اینکه روی چرکنویسی که قراره ببرین سر جلسه مطالب و فرمول ها رو بنویسین
۸.روش دیگه استفاده از این کامپیوتر های جیبی مثه همین بینا و پاکت پی سی ها هست

بنظر من آدمها دو دسته هستن:
یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گدا گشنه
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خایه مال یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم خایه مال
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو
یا از منخایه مال ترن که بهشون میگم کس خل یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی خایه
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم چس خور
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق
خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نیست مملکتمون به چه روزی می افتاد !
ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 5 / 2 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 7:5 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی

در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود
خواستگاري و روشهاي آن
1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم.
2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريدجلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.
3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.
4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.
5- روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد. ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 3 / 2 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 4:9 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 3 / 2 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 4:6 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
روش های جلوگیری از عاشق شدن!









منبع:عصرونه
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 3 / 2 / 1390برچسب:, :: 4:1 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
یكی از عوامل اساسی انحرافات روان و شخصیت انسان، «عقدهی حقارت» است كه درعین حال، یكی از رایجترین عارضههای روانی مردم زمان ماست كه شناخت آن میتواند در توجیه بسیاری از انگیزههای رفتاری افراد و پیوند آنان با مسائل و مشكلات جامعه، كمك مؤثری باشد. در «فرهنگ فارسی عمید»، «عقدهی حقارت» به حالت سركوفتگی و افسردگی همراه با كینهتوزی كه به سبب ناكامی و تحمل رنج و خفت و حقارت پدید میآید، تعریف شده است. با وجود تصورات مردم، «عقدهی حقارت» دارای ماهیت فطری نبوده و اختصاص به طبقه یا قشر معینی ندارد، بلكه عارضهایست كه علل پیدایش آن را باید در تربیت و پرورش اولیهی فرد و روابط و مناسبات متقابل او با محیط در دوران كودكی تا بلوغ جستوجو كرد.
«احساس حقارت»، بهخودیخود نشانهای از حقارت نفس نیست، بلكه آنچه آن را بهصورت یك عقده یا ضایعهی دردناك روانی درمیآورد، این است كه از درك و پذیرش آن خودداری كنیم ، از مواجهه با آن بهراسیم و با پنهانساختن آن در اعماق ضمیر خویش، سعیكنیم از طریق واكنشهای نادرست و غیرمعقول، آن را جبران كنیم.
در «احساس حقارت»، شخص را میتوان بهسهولت بهطرف پیشرفتها و پیروزیها راهنمایی كرد اما وقتی «احساس حقارت» به «عقدهی حقارت» تبدیل شد، علاوه بر اینكه امكان اصلاح و تبدیل آن به یك قدرت سازنده مشكل خواهد بود، به قدرت مخربی نیز تبدیل خواهد شد كه احتمال دارد شخص را به طرف جنایت و خیانت و خودكشی نیز سوق دهد.
«پیاژه» معتقد است اشخاصی كه از «عقدهی حقارت» رنج میبرند، ممكن است كوشش كنند جنبههایی كه موجب ایجاد احساس حقارت در آنان میشود را از دیگران پنهان دارند و این احساس را از ذهن خود محو كنند و اصولاً سعی داشته باشند وانمود كنند كه بالاتر از هركس دیگری قرار دارند و بسیار متكی به خود و متعهدبهنفس باشند اما از آنجا كه واقعاً و باطناً به خودشان اعتماد ندارند، در این تظاهر مبالغه میكنند. برای این اشخاص، دنیا جای ستیز و دشمنیست. حال اگر «عقدهی حقارت» موجب غرور یا وحشت، دروغگفتن یا اتكای شدید به دیگران گردد، این فرد هرگز از روابط خود با دیگران راضی نخواهد بود و هروقت كه میخواهد به دیگران نزدیك شود، بهاندازهی كافی نسبت به آنان همدردی و تفاهم نشان نمیدهد.
علل ایجاد احساس حقارت:
1ـ پرخاش و سختگیری والدین : پیدایش صفات و ویژگیهای رفتاری هر فرد در سنین بالاتر، بهنحو قاطع و مؤثری از رویدادهای عاطفی و تجارب دوران طفولیت او مایه میگیرد؛ یعنی همین وقایع و تجارب دوران كودكی هستند كه عامل بنیانی مسمومیت یا بیماری روان آدمی در سنین بعد بهشمار میروند. وقتی كودك در مقابل دیگران -بهخصوص در مقابل همسالان و همبازیهای خود- مورد پرخاش و اهانت قرار میگیرد و اینكار تا جایی پیشمیرود كه اطرافیان هم كمكم همین رفتار را با او در پیش میگیرند، احساس حقارت در كودك شروع به جوانهزدن میكند. درواقع بسیاری از زخمهای روانی و نابسامانیهای روحی، از دوران طفولیت در كودك ایجاد میشود و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم انسان در گهوارهاش ساخته میشود ؛ همانگونه كه اگر یك نهال كوچك را به هر شكل خم كنیم، آن خمیدگی را در تمام مراحل رشد حفظ خواهد كرد، بنای شخصیت آدمی نیز چنان است كه بر پایهی تربیت و ادراكات اولیهی او پرداخته و استوار میگردد.
2 ـ نقص عضو : منظور از نقص یا ضایعه، وجود هر نوع تغییر یا شرایط خاص در اعضا و اندامهای بدن میباشد كه آن را از شكل و وضع طبیعی خارج سازد. این ضایعات نه از جهت زیانی كه به وضع جسمانی یا سلامت شخص وارد میسازد، بلكه به سبب اثر نامطلوبی كه در برخوردها و روابط اجتماعی میگذارند، شخص را بهسوی بیزاری از آدمها، انزواطلبی و ترس درون سوقمیدهند.
3 ـ شرایط تربیت : كودكی كه در گلخانهی امن و آسودهی خانواده دور از مسؤولیتها و واقعیات زندگی، نازپرورده شده و در رویارویی با جامعه و مردمانش كه از یكسو با تفاهم و درك متقابل نیازها و از سوی دیگر، با قبول ضرورت تنازع و رقابت، راه سازندگی و پیشرفت را هموار ساختهاند، جز شكست و تباهی و درك حقارت خویش، نصیبی نخواهد یافت.
درمان حقارت :
درحقیقت، مشكل اصلی این نیست كه چه نقاط ضعف یا نقصی وجود دارد و یا در چه زمینههایی احساس حقارت میشود، بلكه آنچه اهمیت دارد، تلقی شخصی از این مسائل و واكنشیست كه در قبال آنها از خود نشان میدهیم. هرگاه از پایگاه رفیع قدرت و شجاعت به پستیهای ضعف و حقارت درون بنگریم و به نیروی خرد و اراده، آنها را از وجود خود برانیم، بهزودی افق زندگی به نور و نیكبختی و سلامت نفس، روشن خواهد شد اما اگر احساس خواری و حقارت را به درون خویش راه داده و بر استیلای آن گردن نهیم، در زمانی كوتاه، شخصیت ما را به فساد و تباهی كشانده و جسم و روانمان را بیمار خواهد ساخت؛ بنابراین برای علاج پیدایش «حقارت» در شخصی كه دچار ضعف یا ضایعهی عضوی میباشد، باید با پرورش ذوق و استعداد و توانایی او در دیگر زمینهها، بتوانیم عرصهی بروز و ظهور و ارزشهای مثبت و پیروزیهایش را شکوفا سازیم.
همچنین در مورد كودك نازپرورده نیز باید هنگامیكه به دورهی بلوغ و جوانی رسید، به هر نحو که شده، این موضوع را بپذیرد و درك كند كه او آدمیست مانند همهی آدمها و بههیچعنوان منحصربهفرد و بهترین نمیباشد. باید این را به درستی بفهمد كه افراد جامعه در هیچشرایطی ملزم نیستند كه همچون پدر و مادرش به خواستههای او تمكین كنند، خودكامگیاش را بپذیرند، خطاهایش را بهآسانی ببخشایند و در همهحال، به تحسین و ستایشاش زبان بگشایند. او باید بیاموزد كه با شجاعت و استقامت و بردباری، واقعیات زندگی را پذیرا گردد و به یاری تفاهم و دوستی و همكاری، به نیكبختی واقعی دستیابد.
همین مطالبی كه در مورد كودكان نازپرورده بیان كردیم، عیناً در مورد كسانیكه در دوران طفولیت، گرفتار بیزاری و نفرت اطرافیان بودهاند نیز صادق است. انعكاس رفتار ظالمانهی محیط، از این كودكان معصوم، شخصیتهایی بدبین و كینهتوز و عاری از عشق و خصایل نیك انسانی میآفریند و رابطهی آنان را با جامعه در سن نسبی خطرناك قرار میدهد. بازگشت چنین فردی به زندگی سالم و ثمربخش، در گروی بازآفرینی شخصیت و صفات كاملیست كه بتواند دوستی و احترام دیگران را به سوی او جلب كرده و متقابلاً اعتماد و اعتقاد او را به شایستگی خویش افزایش و استحكام بخشد؛ بنابراین باید به این واقعیت رهنمون گردد كه اگر در كودكی از عشق و ملاطفت بینصیب مانده، میتواند با گذشت و خویشتنداری، شجاعت، كوشش و استقامت، در بزرگی چنان گردد كه همه به او به دیدهی تحسین و ستایش بنگرند و دست دوستی به جانبش دراز كنند.
بنابراین برای آنكه بتوان با «عقدهی حقارت»، به سازشی منطقی رسید یا آن را از وجود خویش دور ساخت، لازم است دربارهی آن شناسایی كافی پیدا كرد. وقتی انسان در گزینش هدفهای زندگی خود، اندیشههای خام و بیحاصل میپرورد یا سعی میكند با محال درآویزد و یا تنها تمایلات و منافع شخصی را وجههی همت و كوشش خویش قرارمیدهد، مفهوماش این است كه راه گریز خود را در شكست و نومیدی میجوید؛ چراكه احساس حقارت و ترس از قبول تعهد و مسؤولیت است كه ما را از انتخاب هدفهایی كه مستلزم ایجاد رابطهی منطقی با جامعه و تلاش مشترك و دستهجمعیست، برحذر میدارد. پس آنجا كه هدفها بیسرانجام میمانند و تلاشها در بیهودگی پایان میگیرند، ضعف و حقارت، موجه و پیروز میشوند و احساس میشود كه شكست و نامرادی، سرنوشت مقدر انسان است و ستیز با آنچه مقدرشده، بیفایده است؛ برعكس، تلاش و پیكار بهخاطر تحقق هدفهای عالی انسانی هرگز شكست و دلسردی درپی نخواهد داشت زیرا در این رهگذر، شرط موفقیت، تنها وصول به هدف نیست، بلكه درك و احراز آن فضائل و ارزشهای معنویست كه فرد را به كوشش برمیانگیزد و تعالی شخصیت فرد، خود بالاترین پاداش و توفیقیست كه به این كوشش داده میشود.
سیمرغ
روز اول آوریل كه یك روز با سیزدهم فروردین فاصله دارد، روزی است كه می شود با همه شوخی كرد و دست انداختن دیگران در این یك روز خاص مشكلی ندارد. شوخی های این روز «دروغ اول آوریل» و به نوعی همان «دروغ سیزده» نامیده می شوند و رسانه ها و برخی شركت ها از فرصت به دست آمده بیشترین استفاده را می كنند تا مخاطبان را كمی دست بیندازند.
تغییر چهره ساعت سنتی «بیگ بن» لندن به ساعت دیجیتال، نمایش فیلم مستند پرواز پنگوئن ها، سفر به فضا توسط شركت هواپیمایی «ویرجین»، بلیت مجانی هواپیمای «ایرفلورانس» برای تمام كودكان و پیدا شدن بقایای هیولای مشهور دریاچه یورك شایر اسكاتلند چند نمونه از مشهورترین دروغ های اول آوریل در سال های گذشته هستند. امسال هم همچون سال های گذشته شركت گوگل با اعلام خبری به ظاهر واقعی، دروغ روز اول آوریل خود را اعلام كرد.
در خبری كه این شركت در روز اول آوریل اعلام كرد از سرویس جدیدی خبر داد كه در آن كاربران قادر بودند با انجام حركان موزون در برابر رایانه خود و با استفاده از دوربین كنترل صندوق جیمیل خود را در اختیار داشته باشند!
در این سرویس كه گوگل نام آن را «گوگل موشِن» نامیده بود به جای استفاده از موشواره برای كلیك كردن بر روی لینك ها و انجام اموری همچون پاسخ دادن به نامه ها، ارسال نامه و به طور كلی تمامی كارهایی كه با موشواره می توان انجام داد از حركات بدن كاربر استفاده می شد.
تنها تفاوت این اقدام امسال گوگل با سال های گذشته در این بود كه هنگامی كه كاربر برای استفاده از این سرویس بر روی لینك آن كلیك می كرد با عبارت بزرگ دروغ اول آوریل مواجه می شد و گوگل خیلی زود غیرواقعی بودن این سرویس را نشان می داد.
اما نكته جالب ایجاد مستندات كاملا واقعی و حرفه ای برای این سرویس و تبلیغات گسترده آن در اینترنت و شبكه های اجتماعی بود كه در نگاه اول باور كردن غیرواقعی بودن این سرویس را كمی مشكل می كرد. تنها چند ساعت بعد از انتشار خبر ارائه این سرویس دروغی، فیلم ها و تصاویر جالبی از انبوه كاربرانی كه پشت صفحه نمایشگرشان ناامیدانه تلاش می كردند با حركت دادن سر و دست از پست الكترونیكی شان استفاده كنند، منتشر شد. به هر حال دروغ گوگل هم باید به اندازه عظمت این شركت بزرگ باشد.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 13 / 1 / 1390برچسب:, :: 7:30 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی

قانون تلفن:
اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دست تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت:
اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.
قانون نتیجه:
وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه روها دورتر است دیرتر می آیند
شوق دیدار

بی تو آن لاین شبی باز از آن روم گذشتم
همه تن چشم شدم، دنبال آی دی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از کیس وجودم
شدم آن یوزر دیوانه که بودم

وسط صفحه روم , دسک تاپ یاد تو درخشید
دینگ صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن چت بگذشتیم

روم گشودیم و در آن پی ام دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و یا هو و دینگ و دنگ
همه دلداده به یک تاک بد آهنگ
ویندوز و هارد و مادر بورد
همگی دست برآورده به کی بورد
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این روم نظر کن
چت آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به ایمیل ی نگران است

باش فردا که پی ام ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این روم لاگ اوت, کن
باز گفتم حذر از چت ندانم
ترک چت کردن هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که ایمیل ام به تمنای تو پر زد
مثل اسپم تو این باکس تو نشستم
تو دیلیت کردی ولی من نرمیدم نگسستم
باز گفتم که تو یک هکر و من یوزر مستم

تا به دام تو درافتم همه روم ها رو گشتم و گشتم
تو مرا هک بنمودی . نرمیدم . نگسستم
روم ی از پایه فرو ریخت
هکری ایگنور تلخی زد و بگریخت

هارد بر مهر تو خندید
پی سی از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از یوزر آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن روم گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن روم گذشتم
جيبها تو Search مي كنه پولاتو Delete مي كنه
خانوادتو Edit مي كنه ارتباط با دوستاتو Cut مي كنه …
جيبها تو Search مي كنه
پولاتو Delete مي كنه
خانوادتو Edit مي كنه
ارتباط با دوستاتو Cut مي كنه
دوستهای خودشو Paste میکنه
موبايل تو Scan مي كنه
خوشي هاتو Cancel مي كنه
اموالتو Rename میکنه
!!!Open رو Reject میکنه
هر چی قربون تصدقش بری تو Recycle Bin میکنه
هر چی منفی بهش گفتی Save میکنه
هر وقت باهات دعواش بشه همشونو Restore میکنه
روتو زیاد کنی Reboot تت میکنه
آخرش هم ، مخت رو Hang مي كنه
نظرات و پیشنهادات شما مایه ی دلگرمی ماست
کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟
مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می تونی ویندوزم رو عوض کنی؟
پزشک عمومی: می تونی برای چهارشنبه که بچه ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟
تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمی دونم چرا هی صدای اضافی می ده، می تونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!
بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
مدیر یه جایی: می شه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو می شه با یهN95 عوض کنی؟!
معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضی اش بازیگوشی می کنه می شه این پنج شنبه ی قبل از امتحان ریاضی اش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!
نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه می خواد زن بگیره می شه کمک کنید معافی این بچه رو بگیریم؟!
کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟
نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!
معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونه اش اُپن، فکر می کنی چند روزه تموم می کنی؟
طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟
اقتصاد دان: بالاخره این بنزین رو می خوان چی کار کنن؟ یه سوال دیگه: می دونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟
وکیل: من اگه بخوام حضانت بچه ام رو بگیرم چی کار باید بکنم؟
روان شناس: من الان یه چند وقتیه بچه ام شبا جاشو خیس می کنه، روزا هم بینبش فعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، می خوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی، سم هم تهیه کردم!!!!حالا چی کار می تونی برام بکنی؟
تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟
واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون می افتیم؟
مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
مادر عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه ...
مادر عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه...
مادر عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
مادر عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...
مادر عروس : پس زندانم بوده...!؟
مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...
مادر عروس : پس معتادم بوده...!؟
مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...
مادر داماد : والله زن خودش كه نه، هموني كه در غياب زنش باهاش رابطه داشت.... دوستش
مادر عروس : دوست دخترش؟؟؟ پس دوست دختر هم داره؟
مادر داماد : دوست دختر كه نميشه گفت . ازش بچه هم داره... يه جورايي زنش مي شه ديگه
مادر عروس: بچه ؟؟؟ يعني بچه هم داره ؟؟؟؟
مادر داماد : بچه كه نه. الان ديگه 18 سالشه.مردي شده براي خودش
مادر عروس : پس شما براي نوه تون اومدين خواستگاري؟؟؟؟
مادر داماد : البته من خوب نمي دونم ... گويا پسرم با پسرش به يه دختري تجاوز كردن حالا حامله ست....دختره هم پاشو توي يه كفش كرده كه بايد منو بگيري.... نمي دونم بچه كدومشونه ....بهر حال آدرس اينجا رو دادن به ما
مادر عروس : حامله؟؟؟؟يعني دختر ما حامله است؟؟؟؟ دارين مزخرف مي گين
مادر داماد: والله من كه نمي دونم ...پسر و نوه م كه چيزي به من نگفتن....پدر دختره كه گاهي شبا مي اد پيشم و باهم رابطه داريم پريشب بهم گفت...شايدم دروغ گفته
مادر عروس: پدر دختره؟؟؟؟ شوهر من؟؟؟ با تو رابطه داره؟؟؟
مادر داماد: والله نبايد اينو مي گفتم ...حقيقتش رو بخواي ما خونواده آبروداري هستيم...نخواستم بگي دخترمو حامله كردن حالا مي زنن زيرش....در هر حال باز امشبم از پدرش مي پرسم...قسمش مي دم راستشو بگه و بگه بچه مال كدومشونه...آخه شب ازدواج كه نبايد مرد به زنش دروغ بگه.درسته خانوم؟؟؟؟
وااااااااااااااااااااا....چرا غش كردي؟؟؟؟ راستي كبريت نياورديا!!!!!؟؟؟؟؟
دوستان گلم نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما مایه ی دلگرمی ماست...
***سلام دوست گلم ***
_جهت ارتباط با ما و اعلام آمادگی برای همکاری با وبلاگ با ما در تماس باشید:
راه های ارتباط :
EMAIL:aliabbasy68@yahoo.com 
ID : Eng_abbasy
امیدوارم لحظات خوبی رو در این وبلاگ سپری کنید
*دوستتون دارم و منتظر حضور گرمتون هستم *
تو نظرسنجی شرکت کن دیگه
ارسال شده در تاریخ : جمعه 3 / 1 / 1398برچسب:راه های,ارتباط,ما,و,شما,دوستان,گلم,عشق,زندگی,سلامت,عاشق,عاشقانه ها, :: 11:5 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
امیدواریم دوستان گل اصفهانی ناراحت نشن.فقط یک طنز با لهجه شیرین اصفهانی...
موضوع : تحقیقات محلی برای بررسی شرایط داماد
مکان: یکی از محلات قدیمی اصفهان
زمان : صلات ظهر
خ.ع = خانواده عروس ه = همسایه داماد

خ . ع: ببخشید ما در موردی یه امری خیری خِدمِت رسیدیم میخواستیم یه اطلاعاتی در موردی این همسایه بغلیدون بیگیریم بیبینیم چه جور آدمایی هستن؟
ه: والا خیلی آدمهای محترمین! پِسِرشونم بِچهِ ای خوبیِس اما اِگه این سیگاره رَم نیمیکشید دیگه نوری علی نور بود!
خ.ع: ببخشید!! مگه دوماد سیگار میکشن؟!!
ه: سیگار که نه!! اما خوب شوما حَساب کون بعدی یه بس تِریاک، خوب یه نخ سیگارم میچِسبِد!!
خ.ع: اِ !! مگه دوماد تریاکیند!!
تریاکی که نه اما خوب وقتی آدم صپی اولی وخ (صبح اول وقت) بعدی یه شب بیداری خسته و هلاک اِز دزدی میاد خونه خوب یه بس تریاکم میچسبد!!!
خ.ع: دزدی؟!!! دوماد دزدم تشریف دارن؟!!
ه: دزد که نه! اما خوب خرجی خانوم بازی و عرق خوری و اینا باید از یه جایی در بیاد دیگه!!!
خ.ع: خانوم باز ؟!! عرق خور؟!!!
ه: نه به اون صورِتی که شوما فکر میکونین!! اما خوب این آقا دوماد اِز وقتی که رَف حبس تو زندان با یه سری لات و لوت و دزد و چاقو کش و کلّاش آشنا شد خوب اونام زیری پاش نیشستن! والا خودش بچه یی خوبیِس!!!
خ.ع : زندان؟!!!!
زندان که نه!! اما خوب جوونند و جاهل دیگه شانس اُورد خونواده مقتول رضایت دادن اِگِه نه حالا حالا تو حبس بود شایدم دارش میزدن!!
خ.ع : مقتول؟!!!! قتل هم کردن ایشون؟!!
قتل که نه .....اصن ولش کون به ما چه!! آدم خوب نیس پش سری مردوم صفه بزارِد. بخصوص در امری خیر!! این یخده (یه خورده) ایرادو دارِد اما رو هم رفته بچه ای خوبیس!!!

|
زن از دیدگاه شیمی
برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و پس از مدتی گاز ناز و سولفور عشوه متصاعد می شود در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند.البته از زبان چرب و نرم هم می توان به صورت کاتالیزور استفاده کرد.
خواص شیمیایی:
بعضی از انواع این ترکیب بسیار زشت و بد قیافه بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات پودر و سولفات ماتیک و اکسید سرمه دارند که پس از ترکیب شدن با این مواد نسبتا قابل تحمل می شوند.
بعضی از انواع این عنصر نیز با خورده شیشیه همراه است و خاصیت شوهر آزاری زیادی دارند.برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن رادر یک سیستم سر بسته مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود.
خواص فیزیکی:
از جنس بسیار نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می گیرد.اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوز آور دیگری بنام آیوپاک(هوو) به آن اضافه کنیم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان می گردد و اصلا میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب می شود که جدا شدنی نیست.
این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت می شود و بیشتر به صورت یک ترکیب با ماده ای چون انیدرید متبلور وسولفات خود بینی در منازل یافت می گردد.
طرز تهیه:
تذکر: نوع سخت این عنصر را با حرارت یک پالتو پوست می توان نرم کرد. |
ادامه ی طنز در ادامه مطلب... |
ادامه مطلب...

به وبلاگ زندگی همراه عشق خیلی خوش اومدی دوست گلم...
@#در صورت امکان از مرورگر فایر فاکس(FIRE FOX) برای باز کردن وبلاگ استفاده کنید تا به صورت مطلوب از وبلاگ دیدن کنید.با تشکر#@

|
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،
به حوالی بی کسی قدم بگذار !
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو !
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ،
... ... کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام !
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو !
حریر غمش را کنار بزن ! مرا می یابی... :(
تبادل لینک هوشمند  ابتدا ما را با عنوان زندگی همراه عشق و آدرس 2nyabaeshg.mahtarin.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر بنویسید.
|