|

به گزارش خبرگزاري فرانسه، روان شناسان مي گويند اگر 3 سال از آشنايي شما گذشته و هنوز نامزدتان پيشنهاد ازدواج به شما نداده يعني رابطه مناسبي نتوانسته ايد با هم برقرار کنيد و ازدواج شما دوامي نخواهد داشت. طبق مقاله اي که در Daily mail به چاپ رسيده براي آنکه يک ازدواج دوام داشته باشد بايد بين زمان آشنايي تا ازدواج حداقل 18 ماه و حداکثر 3 سال زمان گذشته باشد. قبل از 18 ماهگي افراد براساس نيازهاي جنسي و احساسات خود تصميم به ازدواج مي گيرند و درنتيجه ازدواج هايي که قبل از اين مدت آشنايي صورت مي گيرد کمتر دوام دايمي دارد. بعد از 3 سال نيز يا افراد تمايلي به با هم بودن ندارند يا پيشنهاد آنها از سر عادت کردن به هم است. ترس از پذيرش تعهد در افرادي که بيش از 3 سال از آشنايي شان گذشته معمولا دلايل متعددي چون طلاق والدين، ازدواج ناکام قبلي، ترس از دست دادن استقلال و... دارد.
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 9:49 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.
اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.
68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟
خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟
بسیار عالی است! امتحان کنید.
خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.
ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.
ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.
بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
آرزو
هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!
به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!
فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.
پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.
فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.
باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.
68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.
68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.
68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.
کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.
اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.
68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.
آن وقت می بینی که می توانی ...
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 8:25 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
اختلافات خواهر و برادرها اجتناب ناپذیر و متداول است. اختلاف خواهر و برادرها در شکل خفیف خود موجب آزردگی پدر و مادرها می شود. بگومگوی خواهر برادرها را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
1- بگومگوهای مزاحم که وقتی بچه ها کسل یا ناراحتند روی می دهد: این بگومگوها پرسروصدا هستند و بی دلیل شروع می شوند، سریع تمام شده و معمولاً آسیب یا صدمه ای در پی ندارند.
2- بگومگوهای لفظی: این نوع بگومگوها شامل مخالفت های منطقی یا عقلی می باشند که به داد و فریاد و خشونت کشیده می شوند. در این نوع از اختلافات یکی از فرزندان حرفش را به زور به کرسی می نشاند.
3- بگومگوهای مخرب که حداقل یکی از طرفین صدمه فیزیکی یا عاطفی می بینند.
بحث های خواهر و برادرها و معمولاً نتیجه رقابت و چشم و هم چشمی است. با این حال خواهر و برادرها برای یکدیگر زمینه ساز انجام رفتارهای اجتماع پسند نیز هستند و نیازهای روانی یکدیگر را برآورده می نمایند. آنها با هم بازی می کنند و در غم و شادی یکدیگر شریکند و گاهی حکم پدر و مادر را برای خواهر و برادر کوچکتر خود دارند. یکی دیگر از عوامل اختلاف خواهر و برادر وجود تبعیض و آنان از سوی والدین است آنها انتظار دارند والدین به یک اندازه آنها را تشویق و تنبیه کنند. این در حالی است که والدین معمولاً به فرزند کوچک توجه بیشتری دارند و همین عامل زمینه ساز دعوا و اختلاف می گردد.
چه باید کرد؟
در مورد اختلاف خواهر و برادرها و دخالت والدین در آن نظراتی ارایه شده، عده ای معتقدند که دخالت والدین در مشاجره فرزندان باعث می شود در مورد مسئله ای که آگاهی ندارند اظهارنظر کنند. گروه دیگر می گویند بدون دخالت والدین کودک قوی تر برنده می شود و کودک دیگر احساس ناتوانی می کند. والدین باید فقط در مشاجرات شدیدی دخالت کنند که به خشونت فیزیکی، فحاشی یا از دست رفتن کنترل کودکان کشیده نشود. آنها باید از جانب داری کودکان پرهیز نمایند و دخالت هایشان در حل مشکل و تشویق کودکان به آشتی منجر شود.
نتیجه آن که مشاجره ها اجتناب ناپذیر است و لزومی ندارد والدین در هر مشاجره ای دخالت کنند.
توصیه به والدین: فرزندان خود را به خاطر مشاجره و دعوا با هم تنبیه بدنی نکنید.
در مشاجره فرزندان از دختر یا پسر طرفداری نکنید.
اختلاف و مشاجره فرزندان خود را در حضور دیگران مطرح نکنید.
میان فرزندان خود تفاوت قائل نباشید.
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 1:25 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار می کنند، ممکن است از جهات مختلف، آسیب ببینند. آسیب ها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیش تر است. این آسیب ها عبارتند از :۱ـ آسیب روانی: گاهی دختری به پسری علاقه مند شده و حتی خود را در اختیار وی قرار می دهد، پس از بی وفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماری های شدید روانی بیش می رود. نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بی وفایی های که در نتیجه آن ارتباط دیده ، سلب خواهد شد و در زندگی آینده نمی تواند متعادل باشد.
۲ـ آسیب های اجتماعی: دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط آن آشکار می شود، چنین شخصی جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست می دهد , حتى اگر ازدواج کند، ممکن است( با توجه به فرهنگ خانواده پسر) از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش شود و به هر بهانه ای، روابط قبلی وی را به رخش می کشند. این پدیده می تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.
۳ـ آسیب تربیتی: دختری که با پسر یا حتی پسرانی ارتباط دارد، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست می دهد. چنین دختری از سیر تعلیم و تربیت عقب می ماند. یا برخی از راهکارهای تربیتی که پذیرا نمی گردد.
۴ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی نیز آسیب می بیند.
۵- ضعیف شدن حس اعتماد: دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها ، به ازدواج اقدام می کنند ، گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی می شوند ؛ زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است ، آیا امکان ندارد که قبلا با دیگری نیز دوست شده باشد؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد.حتی اگر به ازدواج ختم نشود ، چون خود با این مسئله مواجه بوده است ، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است.
این مسئله در سطح کلان نیز ، به حس اعتماد اجتماعی نیز آسیب می رساند. در جامعه ای که روابط پنهان دختران و پسران گسترده باشد ، برای کسی که می خواهد ازدواج نماید و با دختر پاک زندگی مشترک را آغاز کند ، همیشه این دغدغه را در وجود دارد که آیا این دختر با شخص دیگر پیش از او رابطه نداشته است ؟
بر طبق آمارها طلاق نیز در ازدواج های خیابانی زیاد صورت می گیرد. کسانی که به راحتی دوست می شوند و ازدواج می کنند و بی آنکه از ارزش و اهمیت بنیان خانواده آگاه شوند ، آن را به راحتی ترک می کنند.
علاوه بر این گاهی اتفاق می افتد که دختر و پسری در اثر این گونه ارتباط ها ، علاقه مند به هم می شوند ، اما به دلایل متعدد این ارتباط ها به ازدواج ختم نمی شود . چنین افرادی حتی پس از ازدواج نیز عشق و علاقه دوست خیابانی را در دل دارند و به طور طبیعی نمی توانند وظایف خود را به عنوان یک همسر در درون خانواده به انجام برسانند.
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 1:21 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
یک کودک ابتدا در یک خانواده متولد می شود و پس از آن عضوی از جامعه و اجتماع می شود.وقتی که شخصی در جامعه زندگی می کند، زندگی کردن به صورت هماهنگ و همراه با دیگر افراد جامعه، در نظرش مهم و با ارزش تلقی می شود و اگر قرار باشد که زندگی مسالمت آمیزی داشته باشد، باید قوانین مشخصی باشد که در جای خود مورد نیاز است؛ وجود این قوانین کمک می کند تا نوع رفتارها و اعمالی که باعث شکل گیری یک زندگی صلح آمیز می شود، مشخص شود. بنابراین افراد خانواده و به خصوص فرزندان باید مورد تشویق و دلگرمی قرار گیرند. در این بین این سؤال مطرح می شود که ما چگونه می توانیم یاد بگیریم رفتارهایی داشته باشیم که مورد پسند و قبول دیگران واقع شود؟ موردی که الان به آن اشاره شد یکی از مهم ترین موارد برای زندگی کردن در اجتماع است اما مهم تر از آن، آموزش این قبیل از موارد به ما توسط خانواده هایمان و از طریق شیوه های سنتی است.به نظر شما ارزش های خانواده دقیقا چه چیزهایی است و چه مواردی را شامل می شود؟
ارزش های خانواده مواردی از قبیل اجتماع، اخلاق و معنویات و همچنین اعمال و رفتار است که باید به صورت منظم و مستمر افراد یک خانواده از میان صحبت ها و اعمال و رفتار یکدیگر، از وجود این ارزش ها اطلاع پیدا کنند و از آنها بهره مند شوند.در این مقاله فهرستی از ارزش های خانواده را ارائه می کنیم و هر یک از موارد ارائه شده را به بحث می گذاریم. در ادامه، اطلاعات و جزئیات بیشتری از این لیست به دست خواهید آورد.
در ارزش های خانواده موارد و نمونه هایی وجود دارند که بسیاری از آنها از فرهنگ ها و تمدن های مختلف نشأت گرفته و کاملا هم طبیعی است. در فرهنگ های مختلف، اهمیت ارزش های خانواده نیز متفاوت است اما ریشه و اساس اغلب این ارزش ها حتی در سراسر دنیا یکسان است زیرا مواردی که در بنیاد و اساس شان وجود دارد خیلی ابتدایی و شامل مواردی است مانند اینکه چگونه فرد بهتری باشیم و بتوانیم خود را به راحتی با جامعه وفق دهیم. در زیر یک فهرست کلی و مهم از ارزش های خانواده به شما عزیزان ارائه می شود که اغلب ارزش های مهم و اساسی زندگی را بیان می دارد:
عشق و احترام
با محبت کردن و احترام گذاشتن به یکدیگر، بسیاری از موانع و مشکلات موجود در روابط حل می شود و این دو ویژگی فقط برای اعضای خانواده نیست بلکه برای سطوح وابسته به اجتماع نیز مفید و کارگر است. عشق و احترام به شما این امکان را می دهد که یک انسان واقعی باشید، مردم را بپذیرید و همیشه این احساس را داشته باشید که با اجتماع و افراد جامعه پیوند خورده اید و در این صورت است که به معنای واقعی کلمه عضوی از جامعه خواهید شد و به یاد داشته باشید که این مورد یکی از مهم ترین ارزش های خانواده است و باید حتما به فرزندان نیز آموزش داده شود.
برقراری ارتباط
ایجاد ارتباط، بسیاری از مشکلات را در هر رابطه ای حل خواهد کرد و شما را متوجه روابط سالمی که در اصل وجود ندارد، سوء تفاهم ها و همچنین بقیه احساسات منفی تان می کند. بهبود و توسعه توانایی برای صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران، از جمله مشکلاتی است که شما با آنها مواجه اید. بنابراین شما می توانید هدف تان که برقراری یک رابطه بهتر است را در پیش بگیرید و بدانید که برقراری ارتباط با دیگران نیز یکی دیگر از ارزش های مهم خانواده است.
حساسیت، درک یکدیگر و یکدلی
تا جایی که امکان دارد و برایتان مقدور است، دیگران را درک کنید و نسبت به خواسته ها و نیاز های آنها حساس باشید و در غم و اندوه دیگران شریک و باعث دلگرمی آنها شوید زیرا انجام کارهایی ازاین قبیل باعث می شود که شما به یک انسان خوب و نمونه تبدیل شوید. شخصی که طبیعتا در خانواده چشم به جهان گشوده و در جامعه نیز رشد یافته است نمی تواند به عنوان یک موجود تنها در جامعه زندگی کند، زیرا لذت زندگی با افراد جامعه را چشیده و همراه با آنها زندگی خوبی داشته و نمی تواند بدون وجود آنها و تنهایی زندگی کند زیرا آن شخص نیز نسبت به احتیاجات و خواسته های دیگران حساس خواهد شد و نیازهای دیگران در نظرش مهم جلوه خواهند کرد. بنابراین وجود این ویژگی ها و خصایص برای زندگی در اجتماع، جزو ارزش های مهم به حساب می آید.
سهیم و شریک
خودخواهی و خودشیفته بودن از ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی بدی هستند که خواه ناخواه شما را از اینکه یک انسان خوب باشید، دور نگه می دارند. امکانات و تجهیزاتی را که در اختیار دارید حتی الامکان با دیگران سهیم شوید زیرا این خصیصه فقط برای اینکه انسان خوبی باشید، نیست بلکه به یک شخص این اجازه و امکان را می دهد تا به خوبی جای خود را در اجتماع و در میان مردم باز کند و این مورد نیز از ارزش های مهم خانواده است که باید به فرزندان نیز آموخته شود.
تحمل و بردباری
درست است که همه ما انسان هستیم و خلقت مان با دیگران تفاوتی ندارد اما از جنبه های مختلفی مانند افکار و اعمال با یکدیگر متفاوتیم و در بسیاری از موارد نیز تفاوت های فاحشی با هم داریم. در واقع هر شخصی برای خودش افکار و عقاید خاصی دارد که ممکن است از نظر ما یا دیگران قابل قبول نباشد اما در حقیقت این موارد کاملا شخصی است و ما نمی توانیم دخالتی در آنها داشته باشیم یا عقیده شخصی مان را در آنها دخیل کنیم. علاوه بر این، هر فرهنگ و تمدنی روی رفتارهای هر فردی تأثیر گذار است و هر فرهنگی می تواند یک شخص با خصایص، عادات و ارزش های مختلفی به وجود آورد. فردی که به عنوان عضوی از جامعه است و در اجتماع زندگی می کند، نیاز دارد که با استفاده از فرهنگ و تمدنی که در جامعه و کشورش وجود دارد، کیفیت اعمال و رفتارش را بالاتر ببرد؛ نه به این معنا که همه افراد با فرهنگ های گوناگون را تحمل کند بلکه فرهنگ آنها را بپذیرد و موارد مفید و خوب آنها را در زندگی اش به کار بندد. تحمل و بردباری نیز یکی از مظاهر مهم و تأثیر گذار روی زندگی و جامعه است و از ارزش های مهم خانواده به شمار می رود و در برقراری ارتباط با دیگران در جامعه نیز بسیار نقش کلیدی و مهمی را ایفا می کند.
صداقت و امانت
باخودتان و به خصوص با دیگران صادق و روراست باشید زیرا وجود این ویژگی به شما این امکان را می دهد که به عنوان یک شخص بااعتبار و بی نقص در خانواده و جامعه حضور داشته باشید و آثار و نتایج این خصیصه را در کار و عادت هایتان خواهید دید و مطمئن باشید که در زندگی و شخصیت تان اثر بسزایی دارد. وجود این ویژگی به صورت اتوماتیک و خودکار به شما این امکان را می دهد که در اجتماع قابل احترام و تقدیر و سپاسگزاری باشید و در این صورت است که شما در وجود تان احساس غرور و سربلندی خواهید کرد.
سخت کار کردن
در حقیقت هیچ جانشین و بدلی برای سخت کار کردن وجود ندارد و وقتی که ارزش ها کم کم به فرزندان فهمانده و آموزش داده شود، آنها باید بدانند که هیچ چیزی آسان به دست نمی آید و برای اینکه به هر چیزی در زندگی دست پیدا کرده و موفقیتی کسب کنند، باید سخت کار کنند. آموختن سریع و هر چه زودتر این خصیصه امکان بسیاری از کارها را برای شما به وجود می آورد و سبب می شود که سریع تر به خواسته ها و آرزوهایتان در زندگی، دست یابید و به فردی تبدیل شوید که به عنوان الگو و نمونه ای ممتاز، سرلوحه افراد دیگر قرار گیرید و دیگران برای انجام کارهایشان به دنبال شما بیایند و از شما راهنمایی بخواهند.
گذشت و بخشش
توانایی گذشت و بخشیدن دیگران، خصوصا افرادی که به گونه ای به شما صدمه یا آسیبی وارد کرده اند، از جمله خصوصیات و ویژگی هایی است که به ندرت در افراد دیده می شود و فقط تعداد کمی از افراد وجود دارند که می توانند این خصیصه را در وجود خود و دیگران توسعه و گسترش دهند اما با این حال نیز این ویژگی بسیار مهم و حائز اهمیت است. بخشش و گذشت باعث می شود که شما تمامی نکات منفی و احساسات بد را از وجودتان پاک کنید و اگر بیشتر به این خصیصه دقت داشته باشید، متوجه خواهید شد که این ویژگی به شما کمک می کند تا از شر همه دردها و غم و غصه ها خلاص شوید و بارسنگینی را از دوش خود بردارید.
انعطاف و سازگاری
اگر انواع مختلفی از اشخاص با یکدیگر در یک جامعه زندگی می کنند که قطعا همین طور است، پیوندی در بین آنها وجود دارد که گاهی اوقات درگیری و کشمکش نیز در آن دیده می شود. در این مواقع منعطف باشید، آنها را درک کنید، سمج و سرسخت نباشید و در عوض به صورت کاملا آزاد و داوطلبانه به آنها کمک کنید تا آن افراد بهتر خودشان را با جامعه وفق داده و سازگار کنند.
مواردی که در بالا ذکر شد، یک فهرست یا لیست مختصر و کوتاهی از ارزش های خانواده بود که امیدواریم به شما عزیزان کمک کند تا با دید بازتر و منطقی تری به آنها نگاه کنید و بیندیشید. این ویژگی ها و خصایص تقریبا ذاتی و غریزی هستند که هر فردی می تواند آنها را گسترش و توسعه دهد زیرا همه ما عضو یک خانواده هستیم. والدین و معلمان نیز می توانند این ارزش ها را گسترش و آموزش دهند و فرزندان و شاگردانشان را به صورت منحصر به فرد بار بیاورند.
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 9:26 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
بیماری در سکوت شکل می گیرد و به تدریج و شاید هم ناگهان خود را به رخ می کشد. اما هر غیاب سلامتی در همان نطفه گرفتن با زمزمه هایی بر آنست ما را از خود مطلع کند ولی در غوغای زندگی سعی بر آن داریم این زمزمه را نشنویم و یا نادیده بگیریم. اگر به این نشنیدن ادامه دهیم ناگهان خود را با سنگینی آن رو در رو خواهیم یافت. جسم در طول زندگی صبور و آرام کار خود را می کند و ما ترجیح می دهیم آنرا فراموش کنیم، در حالی که بزرگترین سرمایه ما در ادامه حیات همین جسم صامت است. تنها باید به یاد بیاوریم جسم ما با عادت هایش شناخته می شود و اگر روی این عادت ها تمرکز کنیم اولین نشانه بیماری خود را خیلی زود به رخ خواهد کشید. در طول تحصیل همه ما از گرفتن نمره بیست لذت می بریم. اما برای گرفتن آن تلاش بزرگی را باید شکل می دادیم ولی برای گرفتن نمره بیست در سلامت تنها کمی دقت لازم زندگی است. اگر به بیست توصیه ذیل که حاصل سالها تجربه است توجه کنیم و هر توصیه را یک نمره بگیریم خیلی ساده با کیفیت زندگی خواهیم کرد.
1 - سالها با عادات گوارشی و ادراری خود کنار آمده ایم.هر گاه این عادات مختل شود باید دریابیم بهترین راه مراجعه به پزشک و درمان پیش رس است. قبل از آنکه بیمار شوید با پیشگیری برای خود، سپر دفاع مستحکمی ایجاد کنید تا گرفتار بیماری خطرناک نشوید.
2 – رنگ ادرار نشانگر و نشانه گویایی از سلامت است، نباید نسبت به تغییر رنگ آن بی اعتنا باشیم، در کنار رنگ ادرار هر نشانه خونریزی یا قرمز شدن ادرار زنگ خطری است که باید شنید. سن و جنسیت افراد تفاوتی در اصل ماجرا ندارد.
3- تعجب نکنید هر پکی که به سیگار می زنید شانس سرطان پرستات را برای شکل گرفتن افزایش می دهید. مصرف سیگار کلید ورود به جمع آنهایی است که سرطان مثانه گرفته اند. بهتر نیست سیگار خود را خاموش کنید.
4- اگر برآنید رنج داشتن سنگ کلیه را تجربه نکنید به موقع و به قدر کافی آب بنوشید. خوردن خودسرانه کلسیم و ویتامین ها می تواند خطر ایجاد سنگ کلیه را افزایش دهد.
5- کلیه ناسالم بر فشار خون تاثیر منفی می گذارد و در مقابل فشار خون بالا کلیه را دچار آسیب می کند.
6- اگر دچار اشتباه شدید و با افراد آلوده به ویروس HIV و یا فرد مشکوک به بیماری ایدز تماس جنسی داشتید حتماً در مدت 6 هفته تا 12 هفته آزمایش HIV را انجام دهید. تشخیص به موقع کیفیت درمان را متناسب تر می کند.
7- بروز ناتوانی جنسی مردان در سن بالا طبیعی است ولی با درمان خودسرانه این ناتوانی مشکلات به بار می آید. بهترین انتخاب، مراجعه به پزشک متخصص است.
8- اعتیاد، دشمن سلامتی جسمی و شکل گیری ناهنجاری های روانی، فرهنگی و اجتماعی است. فرد معتاد ، مسئول بسیاری از این ناهنجاری هاست.
9- "پرفشاری خون" قاتلی است که در سکوت دست به کشتار می زند. با آزمایش کامل ادرار، اندازه گیری الکترولیت ها و تست های هورمونی با درمان به موقع امکان عمل را از این قاتل بگیرید.
10- پنج عامل می تواند باعث سکته قلبی شود. برای رخ دادن یک سکته به همه پنج عامل نیازی نیست. مبتلا شدن به سه مورد کافی است. این پنج نام را فراموش نکنید: "تری گلیسیرید بالا"- "کلسترول بالا"-"فشار خون بالا"-"قند خون بالا"- "HDL" پائین و "LDL" بالا.
11- چهل سال به بالاها هر دو تا سه سال یکبار و مردان بالای پنجاه سال هر سال باید از نظر سرطان پروستات غربالگری شوند.
12- علائم ذیل می توانند نشانه بیماری پروستات و سرطان در این ناحیه باشند. این رفتارها را جدی بگیرید: تکرار ادرار، ضعف یا منقطع شدن جریان ادرار، باقی ماندن ادرار در مثانه، احساس درد یا سوزش در زمان تخلیه ادرار، درد دائمی کمر، لگن یا مفصل ران.
13- شغل شما ممکن است بیماری زا باشد. حتماً با پزشک متخصص طب کار مشورت کنید. اگر شغلی بر خود برگزیده اید که به ناچار با صنایع شیمیایی، رنگ، لاستیک، مواد نفتی، چرم و چاپ سروکار دارید بیشتر از بقیه در معرض سرطان مثانه هستید. پس بیشتر از بقیه با پزشک متخصص مشورت کنید.
14- استفاده از هورمون های آنابولیزان در صحنه رقابت ورزشی ممکن است منجر به ناباروری شود بدون آنکه در رقابت کمکی به شما کند.
15- ورزش در حفظ و تداوم سلامت بسیار مفید است، ورزش کردن را جز عادات زندگی خود سازید.
این نکته را هم فراموش نکنید با اولین علامت غیر طبیعی در جسم خود این فرصت را به پزشک خانوادگی خود بدهید شما را ویزیت کند. اقدام به موقع نصف درمان است.
16- نشانه های ذیل زنگ هشداری است که به شما خبر می دهد باید به پزشک مراجعه کنید: وجود خون در ادرار- فوریت در دفع ادرار – دفع مقادیر کم و مکرر ادرار- دفع دردناک ادرار- کاهش اشتها و وزن.
17- بزرگی پروستات اگر با علائم ذیل همراه باشد باید به متخصص اورولوژی مراجعه کنید تا از پیشرفت و بروز نارسایی کلیه جلوگیری شود: کاهش فشار و قطع و وصل شدن جریان ادرار- تاخیر در شروع ادرار- نیاز به تخلیه مکرر ادرار و احساس باقی ماندن ادرار در مثانه پس از ادرار کردن- تکرار ادرار در روز و شب – زور زدن هنگام ادرار کردن.
18- باید بدانید:بزرگی خوش خیم پروستات نشانه سرطان نیست ولی آمارها نشان می دهد این بزرگی می تواند همزمان با بدخیمی همراه شود. باید بدانید: اگر با کسانی که سابقه سرطان پروستات دارند فامیلی نسبی دارید خطر ابتلای شما به این بیماری بیشتر است.اگر این بزرگی خوش خیم را مشاهده کردید تحت معاینه پروستات و آزمایش PSA قرار گیرید تا مطمئن شوید مشکلی ندارید.
19- اگر خواهان طول عمر بیشتری هستید باید مراقب جسم خود باشید، مصرف دخانیات را کنار بگذارید، تغذیه مناسب را جدی بگیرید. از رفتارهای استرس زا پرهیز کنید و از همه مهم تر ورزش را فراموش نکنید.
20-اگر به دنبال راز سلامتی خود هستید این جمله را حفظ و عمل کنید: عدم استعمال دخانیات – حفظ وزن متعادل- ورزش روزانه- تغذیه سالم و متعادل- کنترل فشار خون، کلسترول و دیابت، مراجعه منظم به پزشک، قرار گرفتن در غربالگری بزرگی پروستات و سرطان پروستات به خصوص اگر چهل و پنج سال بیشتر دارید، کاهش استرس با ارتباط فعال با دوستان و خویشاوندان، عادت مراجعه به روانپزشک در صورت بروز خشم و افسردگی...
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 9:22 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
شاید بعد از مدتی گفتن " دوستت دارم " به همسرتان تکراری، لوس و بی معنی بیاید. اما اگر اینکار را با یک روش یا رفتار خلاقانه انجام بدهید شاید بتوانید احساس عشق را بین خودتان و همسرتان دوباره زنده کنید .
مثلاً چرا آن را روی زمین حک نمی کنید ، روی ماسه نمی نویسید یا برای نوشتن آن در مسیر ورودی از گچ استفاده نمی کنید ؟ می توانید حروف آن را با استفاده از میوه کاج یا سنگ نیز در فضای نشیمن منزلتان و یا اتاق خواب بنویسید .
به کسی که دوستش دارید فکر کنید و به علائق و شخصیت او . اگر او فردی خجالتی است پس باید کاری را انجام دهید که در معرض دید عموم واقع نشود . گفتن عبارت دوستت دارم آن هم در زمانیکه خیلی غیرمنتظره باشد می تواند بهترین سورپرایز باشد .

یواشکی یادداشتی را در ماشین ، ظرف ناهار ، زیر بالش، در جیبش و یا در کیفش بگذارید . برایش بنویسید که چقدر دوستش دارید و امروز بیشتر از هر روز دیگری دلتان برایش تنگ می شود و منتظر می مانید تا برگردد .
معمولا وقتی به روش هایی خلاقانه فکر می کنید که به وسیله ی آن می خواهید به معشوقتان بگویید که دوستش دارید غافلگیر کردن او فاکتور بسیار تعیین کننده و مهمی خواهد بود و به خدمت گرفتن آن کارها را آسانتر می کند .

یک کیک بپزید ، بدون هیچ مناسبتی ، و در روی آن برایش بنویسید دوستت دارم .یک بعدازظهر را با یکدیگر به صحبت درباره اولین باری که او را دیدید ، اولین هدیه ای که از او گرفتید و اولین باری که دلتان برایش تنگ شد بپردازید . بدون اینکه نگران هیچ اتفاقی باشید .برای گفتن " دوستت دارم " لازم نیست حتما کار خاص و پیچیده ای انجام بدهید اما می توانید کاری کنید که فقط مختص شما باشد و تا به حال کسی آن را انجام نداده باشد بدون اینکه هزینه ی زیادی صرف کنید

اگر می توانید برای گفتن دوستت دارم پیشقدم شوید و منتظر برگشت او به خانه نشوید. با یک دسته گل به آنجا بروید و همسرتان را برای یک جشن دونفره کوچک به یک رستوران دعوت کنید تا دوران نامزدیتان یک بار دیگر برایتان مرور شود .
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 8:32 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
نوبت بعد اگر خواستید تصمیم مهمی بگیرید، قبل از هر اقدامی ابتدا یك بطری آب بنوشید چون محققان در یك بررسی جدید ادعا كرده اند كه افراد با مثانه پر، بهتر می توانند تصمیم بگیرند.
به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، این محققان دریافته اند كه در یك لحظه، مكانیسم خودداری در مغز در تمام نقاط بدن یك حس خویشتن داری را القا می كند و به همین خاطر افراد در هنگام پر بودن مثانه چون در وضعیت كنترل قرار می گیرند، قادر هستند كه تصمیمات مهم تر و با ارزش تری را اتخاذ كنند و در نتیجه بهتر قضاوت نمایند.
به گزارش روزنامه دیلی تلگراف، این متخصصان در دانشگاه هلندی «تونت» وضعیت كنترل مثانه را با بخش های مشابه در مغز كه احساسات مربوط به پاداش و امیال را فعال می سازند، مرتبط می دانند.
این مطالعه همچنین نشان می دهد كه حتی فكر كردن به واژه های مربوط به ادرار كردن نیز می تواند همین تاثیر را ایجاد كند.
بنابراین تحقیق، مردم در كنترل انگیزش های خود برای لذت های كوتاه مدت تواناتر هستند و در عین حال هم گزینه هایی را انتخاب می كنند كه در مدت طولانی سود بیشتری برای آنها داشته باشند. به این ترتیب بخشی از مغز كه این سیگنال را می فرستد نه تنها برای كنترل مثانه بلكه برای خودداری و كنترل در تمام قسمت های دیگر فعال می شود.
بنابراین فعال شدن مكانیسم خودداری به شما كمك می كند كه در تصمیم گیری های خود امیال و پاداش های لحظه ای را انتخاب نكنید بلكه در عوض به پیامدهای سودمند و بلند مدت انتخاب خود بیندیشید.
منبع:فان پاتوق
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 8:21 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
1 قولنج شیرخواران:یكی از دلایل گریه نوزادان كولیك یا قولنج دوران شیرخوارگی است. اگرچه هنوز علت كولیك نوزادان مشخص نیست ولی مهم این است كه شیرخوار درد دارد و باید به او كمك كرد. حدود 20 درصد شیرخواران به كولیك مبتلا می شوند و هنوز معلوم نیست چرا هنگام غروب یا شب گریه می كنند. شیرخوار خیلی سخت آرام می شود. هنگام گریه پای خود را به سمت شكم می برد. گاهی اوقات بی قراری نوزاد باعث اذیت و ناراحتی شما می شود.
از همكاری و مساعدت دیگران غافل نشوید. نوزاد را به پدر یا مادر خود بسپارید. ماساژ دورانی شكم نوزاد با آرامش توسط پدر بسیار تسكین دهنده است. شاید یك موزیك یا یك فنجان چای و قهوه به شما آرامش بدهد تا انرژی خود را احیا كنید. هنوز داروی خاصی برای برطرف كردن كولیك شیرخواران معرفی نشده است اما تجویز روزی 2 قاشق چایخوری عرق نعناع توصیه می شود اگر داروی دیگری مصرف می كنید با پزشك خود مشورت كنید.
2 جیغ كشیدن :برخی معتقدند دلیلش احساس عجز و درماندگی در بیان كلمات است. وقتی كودك 18ماهه شما جیغ می كشد چشم درچشم او بیندازید. در آغوش اش بگیرید با كلمات محبت آمیز او را سرگرم كرده یا با او بازی كنید. اغلب كودكان با این كار آرام می شوند. گاهی در مسیر تكامل تكلم كودكان ممكن است اختلالات شنوایی نیز باعث جیغ كشیدن كودك شود، پس با شنوایی سنج صحبت كنید.
3 گرسنگی:شیرخواران معمولا یك ساعت بعد از تغذیه با شیر مادر ناآرامی می كنند. این ناآرامی ممكن است به خاطر گرسنگی باشد.
4 صداهای بیش از اندازه بلند:مانند تلفن، تلویزیون، نور خیره كننده، حضور در اجتماعات یا میهمانی ها آرامش شیرخوار را مختل می كند حتی محصورشدن بین كوهی از اسباب بازی نیز می تواند برای نوزاد ایجاد تنش كند.
5 شیرخواران تنش و مشاجره والدین را احساس می كنند.این موضوع باعث نگرانی و بی قراری آنها می شود. بهتر است مشاجرات خانوادگی به بعد از خواب او موكول شود.
6 قرار گرفتن بیش از اندازه در یك وضعیت ثابت روی صندلی یا گوشه ای از اتاق می تواند سبب خستگی و كسالت شیرخوار شود. او را حركت داده و نوازش كنید. گاهی اوقات شیرخواران عادت به گردش با اتومبیل دارند و در ماشین به خواب می روند و آرامش می گیرند. در این صورت اگر فرصت این كار را ندارید لااقل با او صحبت كنید. آواز و شعر بخوانید. كودكان از بودن در كنار شما لذت می برند.
7 درجه حرارت مناسب اتاق:شیرخواران 25 تا 26 درجه است. چنانچه شیرخوار پوشش نامناسب داشته باشد چون تنظیم درجه حرارت بدنش تكامل نیافته در مواقع گرما و سرما بی قراری می كند. با توجه به این نكته به آرامش كودك كمك كنید.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 10:0 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
دکتر باربارادی آنجلیس در کتاب خود رازهایی درباره زنان بیان می کند که ده عادت ارتباطی مردها را عصبی می کند و اینگونه آغاز می کند که:
این ده عادت ارتباطی را که زن ها همیشه از آن شکایت دارند در زیر لیست کرده ام.این لیست را براساس تحقیقات و مصاحبه هایم با زوج ها، مقاله های تحقیقاتی که دریافت کرده ام و صحبت های هزاران زن که در سمینارهای مختلفم شرکت کرده و داستان هایی از زندگی خود را با من در میان گذاشته اند، ترتیب داده ام.
خانم های عزیز:مطالعه این مقاله برای خود شما نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.شاید در رابطه با ازدواج خود احساس خوشبختی چندانی نمی کنید یا مأیوس و سرخورده شده اید اما نمی دانید که چرا. شاید هنگامی که نامزد/همسرتان نیز ازشما می پرسد که چه چیزی آزارتان می دهد نتوانید به درستی به او توضیح دهید که به راستی از چه چیزی ناراحت یا نگران هستید. اطلاعات ارائه شده طی صفحات آتی به شما کمک خواهد کرد موارد و نواحی مشکل ساز رابطه خود را دقیقاً مشخص کنید و درباره ی آن ها با نامزد/همسرتان صحبت کنید تا بتوانید کمتر به نزاع بپردازید و بیشتر عشق بورزید.
مردان عزیز:اطلاعات ارائه شده در این مقاله برایتان گرانبها خواهند بود.موجب خواهد شد از دعوا، تنش، بداخلاقی و ترش رویی، مخالفت و نق زدن های بسیار جلوگیری کنید و حرکات و رفتارهایی از خود را که به طرزی ناخودآگاه موجب تولید تنش در رابطه تان شده است و احساسات بدی را در نامزد/همسرتان تولید می کند، شناسایی کنید.
پیش از هر چیز توجه داشته باشید که این لیست از موارد ده گانه بدین منظور طراحی نشده است تا از شما انتقاد کند.معتقدم که بیشتر مردها از این عادات ارتباطی خود حتی آگاه هم نیستند و به همین دلیل است که آموختن آن ها بسیار مهم و مفید می باشد.در اینجا هرگز مقصود و منظورم آن نیست که با این لیست تقصیر را به گردن شما بیاندازم.بگذارید به شما بگویم که در کتاب رازهایی درباره ی مردان که می بایست باید هر زنی بداند لیست مشابهی نیز از اینگونه عادات ارتباطی زن ها و اشتباهات آورده ام که زن ها در رابطه با مردان مرتکب می شوند.
هنگامی که این لیست را تهیه می کردم با خبرشدم که بسیاری از زن ها برای این عادت های ارتباطی نامزد/همسرشان اسم هایی وصفی بر روی آن ها گذاشته بودند که برایم بسیار جالب بود.برای نمونه یکی از زن هایی که به من مراجعه می کرد می گفت از آن جا که شوهرش احساساتش را درخود می ریزد و به اصطلاح آن ها را فرو می خورد و سپس ناگهان منفجر می شود و آنها را بیرون می ریزد او را «آقای آتشفشانی» نامیده بود!زن دیگری که نامزدش به یکباره ساکت و عبوس می شد و با او حرف نمی زد گفت که او و دوستان هم جنس آن خانم ـ البته بین خودشان!ـ هر بار که چنان رفتاری از نامزدش سر می زد اورا «آقای نامرئی» می نامند.
مثلاً می گفتند:حدس می زنی امروز صبح کی سرو کله اش پیدا شد؟ آقای نامرئی!»
ما زن ها به این دلیل از این اسامی و القاب نه چندان افتخارآمیز استفاده می کنیم تا با خشم و احساسات سرکوب شده خودـ هنگامی که نامزد/همسرمان این ده عادت ارتباطی ضعیف را از خود آشکار می سازندـ کنار بیاییم و آن ها را خالی کنیم.فکر کردم مفید باشد من هم از این ایده استفاد کنم تا شاید منظور خود را بهتر بیان کرده باشم. خواهید دید که هر یک از این عادات ارتباطی به شخصیتی نسبت داده شده اند که نام آن نماد ویژه ی آن رفتار بخصوص است. این ده عادت ارتباطی مردها که زن ها را عصبی می کند به همراه شخصیت های نمادین آن در لیست زیر آورده شده اند.البته امیدوارم تنها فقط هنگامی این لیست را به مرد زندگی تان نشان دهید که مطمئن باشید دیگر نمی خواهید او را ببینید!!
ده عادت ارتباطی مردها که زن ها را عصبی می کند:
01 مردهای که همه چیز را ناواضح و در پس پرده ای از ابهام باقی می گذارند:..... آقای اسرارآمیز
02 مردهایی که از حرف زدن طفره می روند:...... آقای لغزنده
03 مردهای که ساکت و عبوس می شوند: ...... آقای نامرئی
04 مردهایی که خواسته ها و نیازهایشان را به ما نمی گویند: ...... آقای مرموز
05 مردهایی که احساسات شان را فرو می خورند و به یکباره منفجر می شوند:...... آقای آتشفشان
06 مردهایی که وسط صحبت و مذاکره اتاق جلسه را ترک می کنند: ...... آقای گریزپا (فراری)
07 مردهایی که زیاد دستور می دهند: ...... آقای فرمان فرما
08 مردانی که احساسات ما را مسخره می کنند: ...... آقای نیش و کنایه زن
09 مردهایی که به منظور فرار کردن از چیزی ناخوشایند به دروغ متوسل می شوند: ...... آقا مرغه
10 مردانی که سریعاً ناراحت شده و به دنبال آن فوراً ازخود واکنش نشان می دهند:...... آقای ترقه
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 6:59 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
«آ» : «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.
«ا» : «اعتمادبه نفس» یک «سرمایه» است نه یک «کلمه»!
«ب» : برای «بهتر» شدن زندگی ات، «بهتر» فکر کن!
«پ» : چرک نویس های زندگی ات گاهی به «پاک نویس» احتیاج دارند!
«ت» : «تفاهم» درک کردن نیازهای طرف مقابل است نه دانستن نیازهای خود!
«ث» : «ثابت قدم بودن»، یکی از راه های «موفقیت» است.
«ج» : «جرأت» با داشتن «ترس» به وجود می آید.
«چ» : «چگونگی برخورد با مشکلات و ناکامی ها» مهم است، نه خود مشکلات و ناکامی ها!
«ح» : «حاصل» هر زحمتی رحمت است؛ مطمئن باش!
«خ» : «خداوند» دنیا را به تو نشان می دهد؛ تو خودت را به خداوند نشان بده!
«د» : «داشتن ها» همیشه به انسان کمک نمی کنند؛ گاه این نداشتن هاست که موجب خلق آثار می شوند.
«ذ» : «ذره ذره ی» زندگی ات را شکرگزار باش!
«ر» : «رهاشدن» از درد، ابتدای پذیرفتن درد است.
«ز» : «زشت یا زیبا»؛ این بستگی به نگاه تو دارد.
«ژ» : «ژولیدگی و آشفتگی ظاهری» می تواند دلیلی بر ژولیدگی و آشفتگی درونی نیز باشد؛ از پایه شروع کن تا به اصل برسی.
«س» : «سلامتی»، ثروتی ست که ثروت های دیگر را جذب می کند.
«ش» : «شکرگزاری» یعنی رسیدن به «شادکامی».
«ص» : «صادقانه» زندگی کن؛ صادقانه جواب بگیر.
«ض» : جلوی ضرر را از هر جا بگیریم، منفعت است.
«ط» : «طاقت داشتن» در برابر سختی ها یعنی روزه داشتن تا هنگام افطار (سختی ها می روند و جسم و روح پیروز می شوند.)
«ظ» : «ظاهر» و باطن اگر به هم نزدیک شوند، آینه می شوی!
«ع» : «عشق» به زندگی ست نه عادت به زندگی.
«غ» : «غصه خوردن» هم چون سبزی نشسته است؛ غصه ها را بشور!
«ف» : «فاتح» فردای خود شدن، «امروز» را می طلبد.
«ق» : «قدرت» در دیدن معایب نیست؛ در گفتن محاسن است.
«ک» : «کمک کردن» به دیگران درحقیقت، یک نوع کنترل دردهای خودمان نیز هست.
«گ» : «گاهی» شعری زمزمه کن، عکس بگیر، مهمان دعوت کن، یادداشتی بنویس، گاهی از گِله و غصه دوری کن؛ ضرر نمی کنی!
«ل» : «لحظه های» قشنگ زندگی ات را تکرار کن!
«م» : «محبت» هم چون مادر، منتظر دعوت نمی ماند.
«ن» : «ناامیدی» از ندانستن است!
«و» : «وفای به عهد» اولین نشانه برای اعتماد دو قلب است.
«ه» : «هدیه ی» خداوند به انسان ،«عقل» اوست.
«ی» : «یاور» همیشه همراه، موبایل نیست؛ خداوند است!
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:40 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
دست خودم نیست نا خواسته همیشه ابروهایم گره خورده و اخم می کنم و از اینکه این خط اخم برای همیشه با من همراه شود نگرانم . چطور خط اخم ابروهایم را کنترل کنم؟
پاسخ :
اگر جزو افرادی هستید که عادت کرده اید در سنین کم حالت اخمو داشته و حتی برای دقت کردن در مسئله ای یا تلویزیون دیدن و حتی کار با کامپیوتر و هر چیز روزمره ی دیگر اخم کنید، بهتر است بدانید که شاید در سنی که هستید ابتدا زیاد این خط یا خطوط بین ابرو دیده نشود و اهمیتی نداشته باشد ولی تکرار و عادت به این کار به مرور در عمیق شدن این خطوط کمک کرده و یکباره شما را متوجه ی این امر خواهد کرد .
اولین قدم پیشگیری از آن است که بهترین راه استفاده از چسبهای مخصوص خط ابروست که به راحتی در داروخانه ها یافت می شود .
_ یک تکه از آن را مثلثی شکل جدا کرده و وسط ابروها بچسبانید .
_ زمان استفاده از این چسبها هر وقت از روز هم می تواند باشد حتی در محل کار و بیرون از منزل چرا که جز از فاصله ی خیلی نزدیک دیده نخواهد شد و کاملا شیشه ای و به رنگ پوست خواهد بود.
_ شاید استفاده از این چسبها تنها یکی دو هفته تا ترک این عادت لازم باشد و بعد از اینکه توانستید اخمتان را کنترل کنید دیگر نیاز نباشد.
_ اگر جزو کسانی هستید که بد خوابید و بی خوابیهای شبانه هم دارید حتما توصیه می شود شبها قبل از خواب نیز از این چسبها استفاده کنید.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:32 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
آیا این حقیقت دارد که شانس در خانه ی آدم را می زند آن هم به تعداد و دفعات محدود؟ آیا این موضوع که در میان افراد جامعه به باوری نهادینه تبدیل شده است حقیقت دارد و برخی از اشخاص همیشه خوش شانس هستند؟ به نحوی که اگر دست به خاک بزنند، به طلا خواهند رسید؟
بی شک واقعیت این چنین نیست و در مقابل این افراد همیشه خوش بخت و خوش اقبال، وجود افراد نگون بختی که از آنان به عنوان بدشانس یاد می شود، توجیهی مانند خوش شانسی و البته در تقابل با آن منطقی به ذهن نمی رسد.
حقیقت این است که افرادی که جامعه به آنان لقب خوش شانس می دهد، اشخاصی هستند که موانع و عوامل بازدارنده در مسیر رسیدن به اهداف خود را از میان برمی دارند و البته در این راه از ناامید نمی شوند و برای نیل به موفقیت از هیچ تلاشی ولو دشوار، دور از دسترس و امکان فروگذار نمی کنند.
این برخورد آنان این تلاقی را در اذهان به وجود می آورد که موفقیت و پیروزی راحت تر و سهل تر از دیگران به سوی آنان می آید و دائماً موقعیت های خوب و اکازیون به سراغ آنان رهسپار است.
نباید از نظر دور داشت که آنان سخت و بیش از دیگر افراد جامعه کار می کنند و همت می ورزند و این لیاقت و شایستگی آنان نیست که بیشتر از دیگران است بلکه رفتار روزگار با آنان، نتیجه و دستاورد رفتار و تلاش این افراد است.
توجه به این مقوله ضروری است که باور عامیانه و سطحی نگرانه ی خوب و یا بد بودن پیشانی نوشت انسان ها از روز تولد، نیاز به تغییر و اصلاحی جامع و فوری دارد، تا با برچسب زدن و نامی مطلق نهادن بر روی شهروندانی که شاید بر اثر ارتکاب یک خطا و یا دست زدن به کاری سهل انگارانه و غلط آن هم به نحوی کاملاً سهوی، برای چندین بار متوالی به دیوار بسته برخورد کرده اند، آنان را در ادامه ی مسیر زندگی تبدیل به افرادی غیرقابل اعتماد و ضعیف النفس نسازد و روحیه ی لازم برای زندگی اجتماعی و امیدواری به آینده و سعی و تلاش را در آنان از بین نبرد.
برای ایجاد تغییرات اساسی و پایه ای در باورهای نادرست جامعه، نیازمند برنامه ای مدون، همتی ماندگار و عزمی جزم هستیم تا از این منظر کاری کنیم تمام افراد جامعه این موضوع را درک کنند که شانس هیچ نقشی در موفقیت ندارد و اتفاقات ناخوشایند برای همه ی انسان های ساکن بر روی کره ی خاکی زمین رخ می دهد و تنها تفاوت موجود در نوع و شیوه ی برخورد با مشکلات و معضلات است که برخی را پیروز و برخی را در تقابل با سختی های زندگی شکست خورده و مغبون معرفی می نماید.
دوری از ترس از مشکلات و شکست های احتمالی و نیمه کاره رها نساختن امور مختلف در زندگی شخصی و یا کاری افراد از دیگر عواملی است که برخی را خوش شانس می نمایاند و البته واقعیت این است که نه معجزه ای در کار است و نه سرنوشتی از قبل تعیین شده است، بلکه با بذل تلاش لازم و استفاده از خلاقیت فکری و بهره برداری از موقعیت های سازنده، می توان حتی از بستر شکست ها و ناکامی های زندگی، ابزاری برای رشد و شکوفایی ساخت و درصد موفقیت و کامیابی در زندگی را افزایش داد.
علاوه بر توجه به ضرورت تلاش انسان برای کسب شرایط بهینه ی زندگی، نباید از نظر دور داشت که به دست آوردن موقعیت های ایده آل در زمینه های مختلف از طریق بررسی و انتخاب پیشنهادات خوب و مناسب دیگران نیز صورت می گیرد، بنابراین باید همیشه با آمادگی، اتکا و اعتماد به نفس در خصوص مهارت و تخصص فردی و اجتماعی خود در جامعه ظاهر شد و از این طریق گام های مثبتی در راه دست یابی به آرزوها و اهداف خود برداشت.
در پایان ذکر این موضوع ضروری است که افراد موفق جامعه و به قول بسیاری از مردم، "خوش شانس"، همواره روی آنچه برنامه و هدف زندگی خود می نامند، با دقت کافی تمرکز می کنند و همراه سعی و تلاشی مجدانه به آنچه می خواهند، می رسند.
از این رو کسب موفقیت و برخورداری از شانس و یا اقبال برای این افراد تصادفی، اتفاقی و یا از پیش معین شده نیست، زیرا آنان علاوه بر استقبال توأم با شادمانی از رویدادهای خجسته و مطلوب، با آغوشی گشاده مسئولیت موارد نامطلوب و ناخوشایند زندگی خود را شجاعانه بر عهده می گیرند و از میان این مسائل نیز به خلق موقعیت هایی برای پیشرفت و ترقی می پردازند.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:30 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
پژوهش انجام گرفته در Medical Journal British به چاپ رسید و برای نخستین بار ثابت کرد که خواب انسان را زیبا می کند. البته همواره مشاوران زیبایی به مشتریان خود توصیه می کردند که برای داشتن پوستی زیبا و صورتی شاداب به خواب خود اهمیت دهند اما این پژوهش به طور کاملا علمی بر این باور مهر تایید زد.پژوهش مذکور در سوئد انجام گرفت و محققان از صورت جوانان بین 18 تا 31 سال عکس بر داری کردند.اولین عکس بعد از یک خواب شبانه ی خوب و عمیق گرفته شد و عکس دوم بعد از یک شب بیخوابی به ثبت رسید. سپس محققان عکس ها را در اختیار ناظرانی قرار دادند که مسئولیت سنجش میزان جذابیت چهره ها را بر عهده داشتند. به این ترتیب مشخص شد عکس هایی که از نظر جذابیت افراد برگزیده شدند متعلق به افرادی هستند که خواب شبانه ی خوبی داشته اند. در حقیقت خواب گودی ها و کدری ها را رفع می کند و چهره را شاداب تر نشان می دهد.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 20 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:29 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
یکی دیگر از نوع اعتیاد، اعتیاد به پرنوگرافی میباشد. پرنوگرافی با بهره گیری از تمایلات جنسی مردان در واقع کسب درآمد می کنـد. امـا ایـن پـــدیده سبب بی ارزش گشتن و تحقیر زنان در جامعه می گـردد. در زیر به دروغها و بدآموزیهایی که پورنوگرافی بر جامعه تحمیل میکند توجه کنید:
1- رابطه زن و مرد بر پایه رابطه جنسی بنا می شـود- خیر، رابطه سالم میان زن و مرد بر پایه تعهد، علاقه و اعتماد دو جانبه بنا باید گردد.
۲- زنان مادون بشریت می باشند. مـعمـولا در سـایـتـها و مـنـابـع پـــرنوگرافی از زنان با نامهای :همبازی، خرگوش و حیوان دست آموز یاد می شود.
۳- زنان یک نوع تفریح بشمار میـــروند. به زنان به دید یک نوع بازی و سرگرمی نگریسته میشود. هرچه تعداد شریک جنسی یک مرد بیشتر باشد، نشـانه مــوفق بودن و پیروزی وی قلمداد می گردد. چون دارای امتیاز بیشتری در بازی خواهد بود.
۴- زنـان دارایـی و مـایـملک شما هستند. به زنان به دید یک کالا می نـگرنـد. تصـویـر زن زیبایی که در کنار یک ماشین لوکس و زیبا ایستاده است را زیاد دیده اید. مـفـهـوم ایــن تبلیغ آن است که شما هرگاه ماشین مذکــور را خـــریـداری کنید هر دوی آنها یعنی هم مــاشــین و هم زن زیبا را خواهید داشت. پـرنوگرافی به ما می آمـوزد کــه زنــان قــابــل خریداری هستند. مصداق آن را در اجتماع زمانی که مـردی بــرای یک زن پول زیادی خرج میکند را میتوان یافت. مرد می پـنـدارد بـا پـــــول خرج کردن برای زن میتواند با وی رابطه جنسی برقرار کند.
۵- ارزش یک زن به جذابیت و زیبایی اندامهای اوست. از دید پرنو زنان با زیبایی متوسط نیز زشت و ناکامل می باشند. آنها تنها به جسم زن بها میدهند و اندیشه، شخصیت و آگاهی زن را نادیده می گیرند. مـعـمـولا زنان نـازیبا از جانب آنـها ســگ و یا خوک نامیده میشوند.
۶- زنان سزاور تحقیر میباشند. زنان در این پدیده مرتبا تحقیر شده و مـورد اهانت و ابراز نفرت قرار میگیرند.
۷- معمولا دختران زیبا در این پدیده لباسها و کفشهای کودکان را تــن میکنند و یا خرس عروسکی به دست می گیرند و این عقیده را القاء می کنند که کـودکـان و نــوجوانان نیز میتوانند رابطه جنسی داشته باشند و بزرگسالان میتوانند با آنـــها رابطه جنسی برقرار کنند.
۸- رابطه جنسی نامشروع یک نوع خوشگذرانی می باشد. و شما از یک رابطه جنسی که مخاطره آمیز، نامشروع و ماجراجویانه نباشد لذت چندانی نخواهید برد.
۹- روسپیگری افتخار آمیز وسعادتمندیست. مـعمولا تـصـاویـر دختـران و زنــان روسپی را خوشحال و مهیج نمایش می دهـنـد. امـا اغـــلب آنها دختران فراری میباشند که در دام بردگی جنسی گرفتار گشته اند. و یا سابقه تجاوز جنسی داشته و یا دچــار یک بیماری لاعلاج مقاربتی می بـاشند و معمولا اغـلب آنـها به مشروبات الکلی و مواد مخدر بــرای تحمل شرایط خود روی می آورند.
۱۰- زنان از آنکه مورد تعدی و تجاوز قرار گیرند لذت میبرند. حتی اگر دختری به پیشنهاد رابطه جنسی نه گفت، منظورش همان بله است. در فـیـلمـهای مستهجن ابـتـدا دخـتر امتناع می کند اما در نهایت راضی به برقراری رابطه می شود. و یـا در فیلمها زنان مورد شکنجه و یا تحقیر قرار میگیرند. این حرکت به مردان می آموزد که میتوانند برای تفریح و سرگرمی زنان را کتک زده و یا آزار دهند.
مراحل اعتیاد به رابطه جنسی :
۱- اشتغال فکری مداوم: تـفـکـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.
۲- ارجحیت بخشیدن: یک فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار کلیشه ای در می آید.
۳-وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن.
۴- احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در کنـترل رفتار خود.
درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تکنیکهای غلبه بر استرس میباشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترک آن میباشد

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 / 1 / 1390برچسب:زندگي,بخشيدن,زنان,مردان,موفقيت,عشق,زندگي همراه عشق,خوش لباس,مغز,قلب, :: 4:10 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
هرچند انگیزه بسیاری از زنان شاغل کاملا شخصی نیست، بلکه در خدمت رفاه و رشد فکری خانواده است، اما آنها در پاره ای موارد، با قدرنشناسی همسر و شریک زندگی خود روبرو می شوند و اثرات مثبت اشتغال آنان در موارد بسیاری نادیده گرفته می شود.
مریم رامشت، در این زمینه گفت: در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند.
این روان شناس ادامه می دهد: زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.
دکتر رامشت نخستین راهکار حل این مشکل را، بحث و مذاکره می داند و می گوید: زنان باید با جرات و اعتماد به نفس با همسر خود صحبت کنند و با این کار به همسر شناخت دهند تا متوجه وضعیت خاص او بشود و نقش نهاد حمایتی را برای او ایفا کند. یک گفت وگوی مسالمت آمیز مبتنی بر استدلال و تحلیل، بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
او دومین راهکار را باور توانایی های زنان توسط خود آنها می داند:
زنان باید با کنار گذاشتن حس وابستگی روحی و ذهنی، خودشان را باور کنند و به عنوان همسر و مادر در خانه، غیر از منشا اثر مالی، منشا اثر رفتاری هم باشند. آنها باید خود را باور کنند اما هرگز این موضوع را به رخ دیگران نکشند.
رامشت سومین راهکار را تغییر رفتار می داند: سومین مساله، تغییر رفتاری است که القای منفی می کند. گاهی زن نشان می دهد همسر وابسته به اوست. این موضوع باعث ایجاد حالت تدافعی در شوهر می شود که به پایه های زندگی خانواده لطمه خواهد زد.
او در مورد راهکار چهارم می گوید: زن باید عشق و محبت را بدون واسطه ابراز کند. اگر مردی ببیند محبت همسرش با وجود این که در بیرون از خانه کار می کند، تغییری نکرده است، به مرور متوجه این موضوع می شود که او هم باید به طور متقابل محبت و همکاری داشته باشد تا زندگی شیرین تری را تجربه کنند . در ضمن زنان می توانند با تقسیم کارهای منزل بین بچه ها و کمک گرفتن از همسر و فرزندان، نحوه صحیح زندگی را به کودکان خود آموزش دهند و با استفاده از فرصت های به وجود آمده، تجدید قوا کنند. به این ترتیب زن می تواند ضمن ایفای نقش در خانواده و جامعه، از تضاد این نقش ها جلوگیری و موفقیت خویش را تضمین کند.

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 / 1 / 1390برچسب:زندگي,بخشيدن,زنان,مردان,موفقيت,عشق,زندگي همراه عشق,خوش لباس,مغز,قلب, :: 4:7 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی

افرادی که عاشق می شوند این حس عجیب و ناشناخته را بیشتر در قلب و شاید در شکم خود احساس کنند اما حقیقت این است که احساس عشق توسط 12 بخش ویژه از مغز و پیش از اینکه حتی فرد درباره این حس چیزی بداند ایجاد می شود.
به گزارش مهر، استفانی اورتگ استادیار روانشناسی و عصب شناسی دانشگاه سیراکاس در نیویورک معتقد است مغز انسان پیش از اینکه خود فرد آگاه شود عاشق شدن وی را احساس می کند. این به آن دلیل است که انسان نمی تواند فعال شدن بخشهایی ویژه از مغز خود را مشابه زمانی که بالا رفتن تپش قلب و یا حس دلشوره شدید خود را احساس می کند درک کند. در این شرایط مغز تنها سیگنالی به بدن ارسال کرده و به بدن اعلام می کند: اینجا اتفاقی در حال وقوع است.
در واقع احساساتی که در بدن برانگیخته می شوند نیز بر روی مغز تاثیر گذاشته و یک چرخه دائمی از عشق در فرد به وجود می آورد. به بیان دیگر، شاید حس عشق ابتدا از مغز آغاز شود اما این احساس مشابه یک مسیر دو طرفه میان بدن و مغز برای همیشه برقرار است.
اورتگ با اسکن مغز افرادی که عاشق شده اند موفق به کشف 12 منطقه مغزی شده که در این دوران به شدت فعال شده و به همکاری یکدیگر به تولید دوپامین، اکسیتوسین، ادرنالین و واسوپرسین می پردازند، عوامل شیمیایی که با ایجاد احساس خوشی و اعتماد در ارتباطند.
مناطق فعال مغز فردی که عاشق شده است
به گفته وی شبکه بسیار ویژه ای در مغز وجود دارد که در هنگام ایجاد احساس عشق در فرد، سه سیستم اصلی در این شبکه فعال می شوند از جمله این سیستمها سیستم احساسی و سیستم انگیزشی هستند.
سیستم انگیزشی بخشی از مغز است که در افراد معتاد نیز فعال است اما اورتگ معتقد است عشق چیزی فراتر از احساسات یا حس اعتیاد است، این احساس یک فرایند پیچیده مغزی است که به شکلی می توان آن را عقلانی نیز خواند.
تحقیقات پیشین نشان داده بودند مناطق شناختی مغزی که به واسطه عشق تحریک می شوند با تجسم فرد از خودش در ارتباط است، بخشی از مغز که اختلال در آن منجر به ایجاد بیماری هایی از قبیل آنورکسیا می شود. در این بیماری فرد به دلیل اختلالی که از تصویر خود دارد خود را همواره چاق دیده و به دلیل نخوردن غذا دچار سو تغذیه شدید می شود.
بر اساس گزارش ان بی سی، محققان بر این باورند با درمان و بهبود دادن این بخش از مغز می توان روابط سالم تر و پایدارتری را میان انسانها را به وجود آورد.
ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 / 1 / 1390برچسب:زندگي,بخشيدن,زنان,مردان,موفقيت,عشق,زندگي همراه عشق,خوش لباس,مغز,قلب, :: 4:5 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
مرد به همسرش رسیده و بعد از سلام و احوال پرسی به همسرش می گوید:
حاضری؟ بریم، دیر شد..
زن در حالی که از شدت عصبانیت به همسرش خیره شده بود گفت: دیر که اومدی تازه با این لباسهای کثیف و نامرتب، مهمونی هم می خوای بری؟ بیا تو لباسهایت را عوض کن! از بس عوضشون نکردی بو گرفتن.
مرد با قیافه ای حق به جانب می گوید: این لباسها خیلی هم تمیز هستند تازه شنبه عوضشون کردم.
زن: شنبه! امروز سه شنبه است. اعصاب منو خرد نکن، پیرهنت کهنه و چرکه، جوراباتم بو می ده، موهای سرت هم که روی موتور به هم ریخته...... تا لباست رو عوض نکنی باهات هیچ جا نمیام، آبرومو می بری. اونوقت مردم میگن زنش شلخته و بی فکره که سر و وضع شوهرش اینجوریه!
مرد با طعنه می گوید: اشکال نداره من عقب عقب می یام تا مردم نفهمند من و تو زن و شوهریم شما خوش تیپ باش، کافیه...
زن در حالی که از شدت عصبانیت به همسرش خیره شده بود گفت: دیر که اومدی تازه با این لباسهای کثیف و نامرتب، مهمونی هم می خوای بری؟
این درگیری شاید مشاجره رایج بسیاری از زن و شوهرها باشد. از یک سو زنان همیشه به تمیزی و مرتب بودن لباس و سر و وضع اعضای خانواده خود حساس هستند و از طرف دیگر به نظر می رسد که مردان زندگی را راحت تر می گیرند و خیلی دوست ندارند که در قید و بند این مسایل باشند و به همین دلیل در برابر سخت گیری های زنانه جبهه گیری می کنند و حاضر نیستند که به حساسیتهای همسرشان پاسخ مثبت دهند.
درست است که یکی از عوامل ضروری برای رشد دادن عشق و صمیمیت در روابط زن و شوهر ها گفتن حقیقت است، اما وقت شناسی نیز به همان اندازه مهم است. شما برای آنکه عشقی ماندگار و با دوام داشته باشید، بایستی در زمان مناسب و به روشی که همسرتان از آن آزرده نگردد و به او آسیبی نرسانید، با او صحبت کنید.
زن
هنگامی که مرد احساس کند که قدر و ارزش او درک می شود، راحت تر به همسرش گوش داده و با مهربانی به احساسات و نقطه نظرات او توجه کرده و پاسخ می دهد. اگر مرد احساس کند که همسرش قدر و ارزش او را درک نمی کند، به جای اینکه صحبتهای همسرش را بشنود، گویا احساس می کند همسرش می خواهد به او بگوید:" تو به اندازه آنچه که من دوست دارم، خوب نیستی".
البته در این شکی نیست که زن و مرد از هم متفاوتند ولی مهم تر آن است که این تفاوتها را بپذیریم و ارتباطمان را حفظ کنیم و یاد بگیریم به این تفاوتها احترام بگذاریم. برای مثال زنها در زندگی سه چیز می خواهند . این سه چیز عبارتند از: نظر خواهی، درک و احترام. نظر خواهی با سوال کردن ممکن می شود. درک با در نظر گرفتن نیازهای زن امکان پذیر است و احترام هم وقتی رعایت می شود که گذشت کرده و در برابر خواست و نظر زن تسلیم شویم. درمقابل مردان نیز خواهان سه چیز هستند: قدردانی، مقبولیت(یعنی زن به شوهرش اجازه دهد که ناقص باشد و دایما در صدد عیب جویی از او برنیاید) و اعتماد.
در مورد این سه ویژگی که در هر یک از زنان و مردان نام بردیم، سعی داریم که در این مقاله نظر خواهی(در زنان) و مقبولیت(درمردان) را مورد بررسی قرار دهیم.
البته در ظاهر به نظر می رسد که این دو ویژگی در برابر هم قرار گرفته و همین مساله باعث اختلاف زنان و مردان است. در حالی که این چنین نیست و با اندکی شناخت شرایط و صفات یکدیگر راحت تر می توان با آنها مواجه شده و برای درک بیشتر این مساله سعی داریم یکی از معضلات رایج زندگی زناشویی را مورد بررسی قرار دهیم. این معضل مساله طرز لباس پوشیدن مردان و عیب جویی دایمی زنان است.
درست است که یکی از عوامل ضروری برای رشد دادن عشق و صمیمیت در روابط زن و شوهر ها گفتن حقیقت است، اما وقت شناسی نیز به همان اندازه مهم است
برای مثال زنان دوست دارند همواره در مورد ظاهر و طرز لباس پوشیدن همسرشان اظهار نظر کنند و همسرشان نیز به این نظرات اهمیت دهد در حالی که مردان دوست دارند همسرشان آنها را همان طور که هست پذیرفته و دایما بر سر طرز لباس پوشیدن و .. مورد مواخذه قرار ندهد.
بنا بر ادعای زنان، مردها(البته نه همه آنها) فکر می کنند که لباسهایشان همیشه تمیز است و نیاز به شستن ندارد، اگر یک هفته هم یک پیراهن را استفاده کنند باز هم تمیز است. با لباس محل کارشان به مهمانی می روند(البته اگر مراقبشان نباشی)، جورابهایشان کثیف نمی شود، کفشهایشان واکس نمی خواهد، در لباس پوشیدن تنوع ندارند و ...
از طرف دیگر آقایان معتقدند که خانمها همیشه دنبال یک ایراد در ظاهرشان هستند، بیش از حد وسواس به خرج می دهند و با عیب گیری هایشان آسایش را از آنها گرفته اند و هزاران مشکل دیگر.
در این شکی نیست که زن و مرد از هم متفاوتند ولی مهم تر آن است که این تفاوتها را بپذیریم و ارتباطمان را حفظ کنیم و یاد بگیریم به این تفاوتها احترام بگذاریم
در ادامه این یادداشت پیشنهاداتی برای شما خانمها داریم که ضمن احترام گذاشتن به نظر و عقیده همسرتان، او را ترغیب به خوش لباسی و در اصطلاح زنانه خوش تیپی کنید:
- اگر لباسهایی از همسرتان کهنه و قدیمی و رنگ و رو رفته شده است، هیچگاه آنها را بدون اجازه همسرتان دور نریزید. در هر حال این لباسها جز وسایل شخصی همسرتان هستند و شما نمی توانید بی اجازه برای دور انداختن آنها اقدام کنید. در مقابل سعی کنید چند تا از بدترین لباسهای همسرتان را انتخاب کرده و رنگ و رورفتگی، چرک مردگی یقه و نامرتب بودن آنها را به همسرتان نشان داده و برای او توضیح دهید که این لباسها دیگر مناسب پوشیدن او نیست.
- یک صندوقچه و یا سبد تهیه کنید و لباسهای نامناسب همسرتان و حتی خودتان را در آن قرار دهید. بعد از مدتی که این سبد پر شد با نظر و صلاحدید همسرتان این لباسها را دور بریزید.
زن و مرد
- از بین خریدهای زیادی که برای خودتان و یافرزندانتان انجام می دهید، سهمی هم برای همسرتان قایل شوید. همیشه لازم نیست که او برای خرید لباس با شما همراه باشد بلکه در عدم حضور ایشان نیز می توانید خودتان با توجه به سلیقه ای که از همسرتان سراغ دارید برای او لباسهای مناسب تهیه کنید. اگر هم خواهان ایجاد تغییر و تنوع در طرز لباس پوشیدن همسرتان هستید، لازم است که این تغییرات را آرام آرام ایجاد کنید نه اینکه به یکباره و یک دفعه سعی در تغییر پوشش همسرتان داشته باشید.
- برای مناسبتهای خاص، روز تولد، سالگرد ازدواج و ... همسرتان(به جای هر هدیه دیگری) برایش لباس تهیه کنید حتی اگر فرزندان شما هم قصد تهیه هدیه داشتند آنها را ترغیب و راهنمایی کنید که لباسی مناسب برای پدرشان تهیه کنند.
- لباسهای جدیدی را که برای همسرتان تهیه می کنید جایگزین لباسهای قدیمی تر کنید. اگر شوهرتان به پیراهن سفید ( و یا هر نوع لباس دیگری) علاقه ای خاص دارد، پیراهن سفید قدیمی او را با پیراهن سفید جدید که برای او تهیه کرده اید تعویض کنید.
- اگر ملاحظه می کنید که همسرتان به تمیزی لباسهایش زیاد توجه نمی کند، مراقب باشید که خودتان به تمیزی آنها توجه کرده و همیشه مراقب باشید که لباسهای تمیز و اتو کشیده را خودتان جایگزین لباسهای نامرتب و کثیف بکنید.
- کفشها را فراموش نکنید. هر چقدر هم مواظب تمیزی لباسهای همسرتان باشید، اگر به تمیزی و واکس کفشهای او اهمیت ندهید باز هم جایی از کار لنگ می زند.
- و نکته آخر اینکه وقتی همسرتان برای رفتن به یک مهمانی، لباسهای مرتب و تمیزخود را پوشید، به او عنوان کنید که چقدر جذاب تر به نظرآمده و شما چقدر ظاهر جدیدش را دوست دارید و از توجه او به خاطر اهمیت به ظاهر و کیفیت لباس پوشیدنش، تشکر کنید.
گروهی از متخصصان روانشناسی در اسپانیا با بررسی تفاوت های میان دو جنس در نسل های مختلف در مورد موضوع بخشش نشان دادند که زنان آسان تر و بهتر از مردان می توانند دیگران را ببخشند.
به گزارش روزنامه دیلی میل، این متخصصان معتقدند که والدین آسان تر از فرزندان می توانند بار یک مصیبت را از روی شانه های خود بردارند و در میان بزرگسالان، زنان بهتر از مردان می توانند با آسیب های روحی کنار بیایند و کسانی را که این مصیبت را بر ایشان وارد کرده اند، ببخشند.
بخشش یک صفت عالی و حتی یک توانایی شخصیتی است که در همه افراد به یک اندازه وجود ندارد و موضوع تربیت از سوی خانواده نقش مهمی در این زمینه ایفا می کند.مهمترین عامل برای بخشیدن، حس همدردی است.زنان بیش از مردان حس همدردی دارند و بنابراین از توانایی بالاتری در تشخیص افکار و احساسات دیگران برخوردار هستند و در این گونه موارد واکنش مناسب تری از خود نشان می دهند.
نتایج این تحقیقات بر اساس سنجش توانایی بخشیدن دیگران نشان می دهد که عبور از احساسات منفی از قبیل نفرین کردن، خشم، عصبانیت و تنفر مستلزم یک عمل داوطلبانه است که باید به انسان آموخته شود و اولین و موثرترین آموزگار در این زمینه والدین و مناسب ترین محل یاد گرفتن این صفت مثبت خانواده است.
در این بررسی ها، روانشناسان اسپانیایی روی 140 نفر شامل والدین بین 45 تا 60 ساله و فرزندان آنها تحقیق و آزمایش انجام دادند.
دانش روانشناسی در سال های اخیر به دنبال شناسایی روش هایی موثر برای یادگیری بخشش و توجه به آن به عنوان اصلی مهم در زندگی مثل خوردن غذای سالم و مراقبت از خود بوده است.
این روانشناسان موفق شدند دریابند که محیط های خانوادگی نقش مهمی را در انتقال ارزش های اخلاقی ایفا می کنند.همچنین فرزندان می توانند این ارزش های آموخته شده در خانواده را در مدرسه نیز به دیگران بیاموزند.
این متخصصان همچنین فاکتورهایی را شناسایی کردند كه می توانند بخشیدن را آسان تر کنند...

برای آقایان مرتب و خوش لباسی که بخواهند همیشه شیک و تمیز به نظر برسند توجه به این سه نکته میتواند مفید باشد:
1- رنگ جوراب تان باید همرنگ شلوار یا تیره تر از آن باشد.
2- رنگ کمربندتان باید با رنگ کفش شما یکسان باشد.
3- کت و شلوار خاکستری و سرمه ای با کفش مشکی و کت و شلوار قهوه ای و زیتونی با کفش قهوه ای «ست» است
4- جنس رويه كفش بسيار مهم است. بهترين رويه براي كفش، همان رويه چرم طبيعی است. چرم طبيعی، به علت دارا بودن منافذ طبيعی در بافتش، امكان تبادل هوا ميان بيرون و داخل كفش را فراهم می كند. رويه مصنوعی به علت عدم تبادل هوا، باعث بوی بد پا و عرق كردن بيش از حد آن می شود.

پژوهشگران فرانسوی دریافتند كه ذهن كودكان از 20 ماهگی برای یادگیری پایه های زبان دوم آمادگی لازم را پیدا می كنند. به اعتقاد دانشمندان دانشگاه پاریس دسكارته، كودكان در 20 ماهگی شروع به توسعه فرایندهای شناختی مفید برای یادگیری زبان می كنند و به نظر می رسد كه بیشترین آمادگی را برای آموختن یك زبان خارجی به دست می آورند، حتی اگر در این سن شناخت عمیقی از زبان مادری خود نداشته باشند.
در این تحقیقات، محققان برای گروهی از كودكان فرانسوی یادگیری مختصر زبان انگلیسی را تجویز كردند.
نتایج این تحقیقات نشان داد كه كودكان بالای 20 ماه توانستند به همان روشی كه فرانسوی را حرف می زدند به انگلیسی نیز مسلط شوند. به گفته این محققان، ذهن كودكان در این سن به طور مطلوبی می تواند اشكال مختلف واژگانی زبان های مختلف را درك و یاد بگیرد.
براساس گزارش دیلی اكسپرس، این دانشمندان به والدین با ملیت های مختلف توصیه كردند كه فرزندان خود را پس از 20 ماهگی در معرض گوش دادن به اشكال مختلف زبان های خود قرار دهند. به این ترتیب ذهن كودك می تواند اطلاعات مختلف را دسته بندی كرده و هر دو زبان را تا سن 5/2سالگی با یك كیفیت یاد بگیرد.

تعهدات زیادی برای زوج و زوجه در سند ازدواج قید شده كه گاهی زن و شوهر بدون اطلاع از مفاد آن خود را پایبند این تعهدات كرده و در برخی موارد نیز آگاهانه یا ناآگاهانه و حتی بدون مطالعه هر یك از طرفین همه شرایط قید شده در سند ازدواج را می پذیرند و ذیل این تعهدات را امضاء می كنند. از سوی دیگر عدم توجه به همه جوانب زندگی و عدم سازش های احتمالی از سوی زن و شوهر یا عدم دقت درباره انتخاب همسری ایده ال برای یك زندگی طولانی ـ البته پس از گذشت روز های احساسی پس از ازدواج ـ مشكلاتی را برای زوجین و غالبا برای زنان به همرا می آورد كه یافتن چاره پس از امضاء عقدنامه و پذیرش شروط آن یا عدم مدنظر قرار دادن برخی شروط ممكن دیگر، راه را برای بازگشت به گذشته دشوارتر می كند. ممكن است در روز های سخت زندگی و زمانی كه كار زن و شوهر به دادگاه بیفتد هر كدام از آنها از روی اجبار به سند ازدواج مراجعه و نسبت به تعهداتی كه بواسطه امضاهای دایمی ایجاد كرد ه اند اگاهی حاصل كنند و تازه متوجه شرایط ضمن عقد شوند.
به گزارش ایسنا؛ زنان زیادی در دنیا به این باورند كه در قوانین و شرایط ازدواج بسته به شرایط مقررات هر كشور، توجه كمتری به حق و حقوق آنها شده است و قریب به اتفاق این قوانین به نفع مرد هاست. كافی است سری به راهروهای دادگاه خانواده بزنید تا از نزدیك شاهد این موارد باشید.
خانمی میانسال كه بسیار نگران و عصبی به نظر می رسد در دادگاه خانواده می گوید:« 6 ماه است به دلیل اعتیاد شوهرم درخواست طلاق داده ام اما هنوز نتوانسته ام، راه به جایی ببرم...». دیگری كه مهریه اش را مطلبه كرده، می گوید: «مردهای ما در ایران فقط زمانی كه اختلاف داشته باشند و نخواهند زندگی مشترك را ادامه بدهند، مهریه همسرشان را پرداخت می كنند...».
دكتر محمد ادیب، وكیل پایه یك دادگستری درمورد اینكه چرا برخی زنان برای گرفتن طلاق كه حق نیز با آنهاست باید مدت های زیادی در دادگاه های خانواده سرگردان باشند، می گوید: زوجین آزاد هستند هر شرطی را كه خلاف قانون نباشد در شرایط نكاح و عقد در سند ازدواج و یا در سند جداگانه ای بیاورند و در صورت قبولی زوج یا زوجه آن سند امضا می شود كه در این صورت خدای نكرده در هنگامی كه شرایط و قصد جدایی حاصل شود زن، كمتر گرفتار دادگاه و رفت وآمد های آن خواهد شد.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر آن چه كه در قوانین ایران معمول است شروط 12 گانه ای است كه در سند ازدواج وجود دارد و معمولا زن و شوهر در هنگام عقد آنها را با امضاء می پذیرند. عدم پرداخت نفقه از طرف شوهر به مدت 6 ماه ، سوء رفتار ، غیبت بیش از 6 ماه ، محكومیت به حبس بیش از 5 سال ، اعتیاد ، اختیار كردن همسر دیگری بدون رضایت همسر اول یا عدم رعایت عدالت بین همسران و امثالهم از جمله شروطی است كه اگر تحقق پیدا كند زن در گرفتن طلاقش وكیل است، اما مشكلی كه وجود دارد دشواری اثبات تحقق بسیاری از این موارد است.
... آقا آزمایش می دهد و چون داروهای خاصی مصرف كرده اعتیادش ثابت نمی شود، البته محاكمی هم هستند كه می گویند چون در سند ازدواج قید شده اعتیاد مضری كه خللی بر اساس زندگی وارد آورد موجب اختیار حق طلاق برای زن خواهد بود، بنابراین اگر اعتیادی كه شوهر دارد به نحوی نیست كه اساس زندگی را ویران كند و همچنان كه شوهر معتاد است، اگر كاسبی هم می كند این اعتیاد نمی تواند مورد پذیرش دادگاه باشد.
آیا شرایطی وجود دارد كه برای طلاق نیاز به اثبات دلیل آن نباشد؟
بله اگر زوج در شرایط عادی قرار دارد، برخی از شرایط زوجه از جمله حق طلاق و حق مسكن را قبول كند شرایط تغییر می كند. مثلا برای حق طلاق، در شرایط ازدواج، شرط ضمن عقد به این نحو است كه اگر 6 ماه نفقه ندهد زوجه بدون مراجعه به محكمه در طلاق خودش وكیل است اما در اجرا كه می آید محاكمه نمی پذیرند، چون هر طلاقی كه در كشور قرار است انجام شود باید با حكم دادگاه باشد، سردفتری كه بخواهد بدون حكم دادگاه صیغه طلاق را جاری كند متخلف محسوب می شود و مجازات های سختی حتی تا بسته شدن دفترش برای او در نظر گرفته شده است. بنابراین باید محاكم رأی طلاق بدهند. محاكم هم می گویند این جا نوشته شده اگر 6 ماه نفقه پرداخت نشد. شما عدم پرداخت نفقه به مدت 6 ماه را برای ما اثبات كن.
همان طور كه گفته شد این خود مشكل دیگری است و زوجه در موارد زیادی قادر به اثبات نیست. اما اگر سند ازدواج تنظیم شود و همان طور كه گفته شد خانم حق طلاق را بخواهد و شوهر هم آن را پذیرفته باشد، دیگر نیاز به اثبات امری برای طلاق در دادگاه نیست. چون شرطی وجود ندارد تا تحقق آن موجب وكالت زن در طلاق خودش شود، زیرا ابتدای ازدواج مرد حق طلاق را به همسرش داده است، بنابراین زن می تواند اقدام به تقدیم دادخواست طلاق كند و یا زوجین به یك دفتر اسناد رسمی مراجعه می كنند. سند ازدواج را به دفتردار نشان می دهند و زوج می گوید، می خواهم حق طلاق را به نحو بلاعزل به همسرم واگذار كنم، دفتر اسناد رسمی هم این كار را انجام می دهند و سند را تنظیم می كند حتی بعضی از دفاتر برای این موضوع 50 و در مواردی 90 سال را قید می كنند اما از نظر دادگاه همین كه قید شود حق طلاق بلاعزل با خانم است دیگر نیاز به استعلام هم نیست. همین كه زوجه به دادگاه مراجعه و این سند را ارایه دهد دادخواستی تنظیم و مراحل قانونی طی می شود.
دادخواست چگونه باید تنظیم شود؟
چون طلاق یك طرفه است، زوجه یك وكیل دادگستری انتخاب می كند، زیرا دادخواست باید از طرف وكیل ارایه شود.
مهریه كاملا دریافت می شود؟
بله، در این وكالت زوجه با تمام حق و حقوقش می تواند طلاق بگیرد و در تمام مراحل دادخواست و مراجعه به دادگاه و ... نیازی به حضور مرد نیست چون وكالت را به خانم داده است و اگر در همان سند وكلات اجرای صیغه طلاق را نیز قید كرده باشد، سردفتر طلاق نیازی به اخطاردادن به زوج را نخواهد داشت و با همان وكالتنامه، طلاق می دهد و سند طلاق را برای زوجه صادر می كند.
اگر زوجه حق طلاق نداشته باشد و واقعا زندگی برایش مشكل و برای اثبات هم به زمان زیادی احتیاج باشد، آیا باز هم سیر مراحل قانونی طول می كشد؟
دادگاه ها برای طلاق شروط 12گانه را مدنظر قرار می دهند، یك عبارت كلی دیگر با عنوان عسر و حرج وجود دارد، یعنی اگر احراز شود كه ادامه زوجیت برای زوجه سختی به دنبال دارد، دادگاه حكم به طلاق می دهد، در رابطه با طولانی بودن مراحل قانونی كه می گوید زوجه از همه چیز می گذرد، این گونه نیست و به لحاظ قانونی این مسأله جایگاهی ندارد. طلاقی كه دادگاه صادر می كند ابتدا وارد بحث مهریه نمی شود، دلیل طلاق را بررسی می كند تا ببیند دادخواست زوجه وارد است یا نه؟ در واقع متكی به دلایل محكمه پسند هست یا نه، بعد نوبت به صدور گواهی عدم امكان سازش برای اجرای صیغه طلاق می رسد. ضمنا در دادخواست قید می شود كه با مهریه یا بدون مهریه كه این در اصل رسیدگی به طلاق نقشی ندارد، چون دادگاه مدعی مهریه نیست، در این زمینه یك نحوه طلاق به نام طلاق خلعی وجود دارد كه بانوان برای اینكه راحت تر طلاق بگیرند و شوهر هم نتواند اذیت كند و دادخواست اثبات رجوع بدهد و در ایام عده نگوید كه من رجوع كرده ام و با این كارش باعث شود كه طلاق قطعی نشود محاكم به زوجه پیشنهاد می كنند كه قسمتی از مهریه ات را بذل كن تا طلاق شما از نوع طلاق خلع صادر شود.
در مورد طلاق خلع بیشتر توضیح دهید؟
طلاق خلع، یعنی اینكه زوجه مثلا از 500 سكه بهار آزادی یك سكه یا بیشتر را می بخشد، دادگاه هم هیچ اجباری نمی كند این باعث می شود نوع طلاق خلع باشد و دست شوهر برای اذیت و اثبات رجوع و ... بسته شود، دفاتر طلاق هم این طلاق را راحت تر ثبت می كنند. در شرایط عادی، طلاق رجع خواهد بود. چون این طلاق، ایام عده دارد و شوهر می تواند در ایام عده بگوید من رجوع داشته ام و طلاق مشكل تر صورت می گیرد، بنابراین در این شرایط تمام حق و حقوقی كه زن دارد باید نزد سردفتر طلاق به امانت بماند تا ببیند بعد از 3 ماه كه پایان عده است شوهر اعتراضی دارد یا نه، تا بعد از آن طلاق قطعی شود اما در مورد طلاق خلع، چون این حق رجوع برای شوهر نیست زن فقط عده نگه می دارد به این خاطر، اگر محاكم می گویند یك قسمت از مهریه ات را ببخش حتما لازم نیست 50 درصد مهریه و یا تمام آن باشد.
به نظر شما شرایط ضمن عقد مثل حق طلاق و حق مسكن و ... به استحكام بنای خانواده كمك می كند؟
بله، به میزان زیادی موثر است به این دلیل كه در جامعه ما این طور كه در پرونده ها شاهد هستیم متأسفانه بیشتر تخلفات از ناحیه مرد است و خانم ها در فروپاشی زندگی كمتر مقصر هستند. تكیه گاه زن، همسرش و خانه ای كه برایش فراهم شده، است، ولی مردها ممكن است دنبال تكیه گاه ها و یا موارد دیگر بروند. بنابراین هرچه مردها را بتوان بیشتر مقید كرد، دوام زندگی بیشتر می شود و برای زندگی مشترك هم بهتر است.
حال چرا معمولی ترها غمگین تر از زیبارویان بودند؟ پاسخ آن به مشکلاتی بر میگردد که ...
چه رابطه ای بین زیبایی و موفقیت افراد جامعه وجود دارد؟ آیا واقعا زیبایی می تواند به رشد و موفقیت اجتماعی یک فرد کمک کند و در نهایت به خوشبختی او بینجامد؟ پاسخ این پرسش در تازه ترین تحقیق دانشگاه تگزاس آمریکا آمده است.
دانشگاه تگزاس در استین آمریکا در تازه ترین تحقیق خود به نام « آیا زیبایی رمز خوشبختی است؟» بار دیگر به بحث پردامنه و جاودانه زیبایی جسمانی و تاثیر آن بر زندگی ما پرداخته است.
برای این منظور نظرات بیش از 25 هزار نفر در 4 کشور گردآوری شد و توسط دو اقتصاددان به نام های دانیل هامرمش و جیسن ابروایا مورد بررسی قرار گرفت.
در این مطالعه سطح موفقیت و خوشبختی ابراز شده از سوی افراد با میزان جذابیت جسمانی آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه مشخص شد: 10 درصد افرادی که به لحاظ زیبایی جزو 15 درصد بالای جدول بودند به طور متوسط خوشحال تر و خوشبخت تر از آن هایی بودند که در یک سوم پایین جدول معیار جسمانی قرار داشتند. یعنی به طور مشخص آن ها که کمتر زیبا بودند غمگین تر بودند.
دانیل هامرمش در این باره می گوید: زیبایی فردی انسان را خوشبخت تر می کند. البته می دانم این نتیجه تعجب آور نیست. اما آن چه شگفت آور است این که هیچ کس تا کنون این امر را به طور واقع اندازه گیری نکرده است.
حال چرا معمولی ترها غمگین تر از زیبارویان بودند؟ پاسخ آن به مشکلاتی بر می گردد که در طول زمان به دلیل تحت تاثیر قرار ندادن اطرافیان خود با آن برخورد کرده اند. آن ها عملا کمتر پول در می آورند... در پیدا کردن همراهی برای زندگی خود با مشکل مواجه می شوند... و در جوامعی که روز به روز به زیبایی ظاهری توجه بیشتری نشان می دهد مشکل بیشتری در پذیرفته شدن پیدا می کنند.
تمام این داده ها تا اینجا به نظر بدیهی می رسد. اما مطالعات جدی نشان می دهد که افراد جذاب تر به طور متوسط 5 درصد بیشتر از دیگران در طول زندگی خود پول در می آورند. زنان و مردان زیبا در واقع بیش از دیگران مورد توجه معلم، مربی و اطرافیان خود قرار می گیرند.
مجله نیوزویک سال گذشته اعلام کرد که افراد جذاب از امتیازات زیادی در دنیای کار برخوردار می شوند.
نویسنده مقاله نتیجه می گیرد: واقعیت بازار کار این است: بهتر است زیبا باشید با هوش متوسط ؛ تا این که نابغه باشید با قیافه معمولی...!
منبع : سیمرغ
کی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است...
فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.
ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.
ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.
ترس از پرواز (Aviophobia): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.
ترس از سگ (Cynophobia): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.
ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.

از تولد تا 4 ماهگی
برای کودک کتاب قصه بخوانید. برای او شکلک در بیاورید. بدنش را قلقلک بدهید. به آرامی اشیایی مانند یک جغجغه با رنگ درخشان را در برابر چشمهای نوزاد حرکت بدهید. ترانههای ساده و لالاییها با عبارتهای تکرارشونده برای او بخوانید. هر کاری که خودتان و نوزادتان انجام میدهد را برای او تعریف کنید. به عنوان نمونه «خب حالا میریم سوار ماشین بشیم؛ تو رو میذارم توی صندلیت؛ مامان داره میاد توی ماشین.»
از 4 تا 6 ماهگی
به کودک کمک کنید حیوانات پرشده را در بغل بگیرد. چیزهایی مانند قطعات پلاستیکی را روی هم بگذارید و اجازه بدهید کودک به آنها ضربه بزند و به همشان بریزد. موسیقیهایی با ریتمهای متفاوت برای کودک پخش کنید، به کودکتان کتاب قصههای دارای تصاویر رنگارنگ درخشان نشان دهید. بگذارید کودک اشیا با کیفیتهای متفاوت را حس کند.
از 6 تا 18 ماهگی
با کودکتان چهره به چهره صحبت کنید تا او بتواند بین صداها و کلمات ارتباط برقرار کند. به افراد و اشیای آشنا اشاره کنید و نام آنها را تکرار کنید. آوازهایی با جملات تکراری و حرکتهای دست برای کودک بخوانید. با او قایمباشک بازی کنید.
از 18 تا 24 ماهگی
بازیهای ساده برای بازشناسی اشیا را با کودک انجام دهید. به عنوان نمونه «ماشین زرد یا گل قرمز را پیدا کن»، یا 3 شیء را جلوی کودک بگذارید و به او بگویید که یکی از آنها که مشخصاتی معین دارد را به شما بدهد. تا حد امکان به طور مستقیم با کودک صحبت کنید. کودکتان را با وسایل نوشتن مانند مداد شمعی و کاغذ آشنا کنید. هنگامی که برای کودکتان کتاب قصه میخوانید از او سوالهای «کجا و چی» بپرسید. کودک را تشویق کنید با اسباببازیهای محبوب خودش یک بازی ابداع کند.
از 24 تا 36 ماهگی
هنگامی که کودکتان مهارتهای حرکتی را میآموزد او را تشویق کنید. تخیل کودک را با تشویق او به پیداکردن شیوههای جدید برای استفاده از اسباببازیها تحریک کنید. به کودکتان کمک کنید تا فعالیتهای «زندگی واقعی» را به صورت بازی درآورد. به عنوان نمونه وانمود کند که دارد با تلفن صحبت میکند، ماشین میراند، به میهمانان چای تعارف میکند و مانند اینها.
هنگام خواندن کتاب قصه با پرسیدن سوالاتی کودکتان را هم وارد داستان کنید. هنگامی که برای کودک کتاب میخوانید توجه او را به کلمات جلب کنید. کودک را تشویق کنید کلمات روی صفحه کتاب یا صداهای آنها را با تصاویر آنها ربط دهد.
از 3 تا 5 سالگی
سهیم شدن چیزها با دیگران را با نشان دادن مثالها به کودک آموزش دهید. بازیهای صفحهای ساده را برای تقویت یادگیری قواعد و مهارتها با کودک انجام دهید. تماشای تلویزیون را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید و هنگام تماشای تلویزیون کنار کودکتان باشید تا او را هم به فعالیت و تعامل با برنامهها وادارید و او را از صورت یک تماشاچی منفعل خارج کنید.
هنگامی که کودک بیشتر رشد میکند، میتوانید گزینههای سادهای مانند خواندن کتاب قصه یا جور کردن پازل را به او ارائه دهید. کلمه «نه» را هر چقدر میتوانید کمتر به کار ببرید و حس جستوجو و کنجکاوی کودک را تشویق کنید. به کودکتان احترام بگذارید و به حضور او توجه نشان دهید و هنگامی که کودک سعی دارد تجربههای تازهاش را توضیح دهد، از خود صبر نشان دهید. هر روز زمانی را به نشستن در کنار کودکتان و بحث کردن با او در مورد کارهایی که در طول آن روز انجام داده است، اختصاص دهید و او را تشویق کنید که به جستوجوی تجربههای جدید بپردازد و آنها را برای شما توضیح دهد.
به طور میانگین، همه مردم جهان، روزی دو مرتبه دروغ میگویند. برخی افراد، دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو میروند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند.
دوست دارید بدانید طرف مقابلتان در یک رابطه دروغ میگوید یا راست؟ به این ۷ نشانه دقت کنید:
۱. اضطراب و عرق کردن: شناختهترین نشانههایی که میتواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و اضطراب اوست. زمانی که ما دروغ میگوییم همیشه میترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار اضطراب میشویم و اضطراب با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار اضطراب نمیشوند!
۲. صدای خیلی زیر یا خیلی بم: روانشناسان معتقدند صدا، علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل میکنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم میکند. وقتی دروغ میگوییم، میترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر میکند و خیلی زیر یا خیلی بم میشود.
۳. سخنان ضد و نقیض: دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی نداشته و حتی حرفهای آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ میگوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله میتواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.
۴. میمیکهای غیرمعمول: پلک زدنهای مداوم، مالیدن پلک، نگاههای مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان میدهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک میشود، میتوانید به حرفهای او شک کنید.
۵. ژستهای مخصوص: سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژستهای آدمهای دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساساتشان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل میکنند.
۶. حرف زدن وسواسی: دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمیدهند و همه مسایل را رو نمیکنند. اگر شما حین صحبتها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسیتر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جوابها نیست. درنهایت میتوانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمیرود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ میدهد.
۷. احساسات اغراقآمیز: وقتی فردی فقط با دهان میخندد یعنی یا میخواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه با عقب رفتن لبها و چین خوردن پلکها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان میخندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند..
آشنایی با خصوصیات جنس مخالف برای هر فرد دشوار می باشد. علاوه بر این بازی هایی که هر یک از طرفین، بر سر دیگری در می آورد، نیز راه رسیدن به این شناخت را مشکل تر می کند. بگذارید روراست باشیم؛ همانطور که …
ولی اصلا لازم به ترس نیست. در این قسمت ۱۰ نمونه از بارزترین بازی های خانم ها در دنیای قرار های ملاقات ذکر شده است تا همه چیز در مورد خانم ها برایتان فاش شود.
● شماره ۱۰ :بازی انتظار
شما با او تماس می گیرید (اگرچه اغلب این کار را انجام نمی دهید یا حداقل اینکه نباید انجام دهید) و برایش پیغامی می گذارید تا با شما تماس بگیرد. ساعت ها و شاید روزها سپری می شود و خبری از او نمی شود. او به این دلیل شروع به وقت کشی می کند که هیچ گاه دوست ندارد خودش را مشتاق و یا علاقمند نشان دهد. هر چند جذب شما شده اما دوست ندارد با برقراری رابطه زیاد، شما را از دست بدهد.
▪ چه کار کنید:
پس از چند روز، مجددا با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که پیغام شما به دستش رسیده است؛ از این مرحله به بعد همه چیز به دست اوست که آیا شما را می خواهد و یا اینکه از شما دوری می ورزد. اگر تمایلی به برقراری رابطه از خود نشان نداد می توانید به راحتی متوجه شده و عکس العمل مناسب را بروز دهید.
● شماره ۹ :بازی طعمه
عبارت “من فکر می کنم این شلوار منو کمی چاقم کرده….. تو چی فکر می کنی؟” سناریویی است که شما را در موقعیت مشکوکی قرار می دهد. نظر شما برای او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما سوال را طوری مطرح می کند که شما ناخواسته پاسخ مثبت به او بدهید. در چنین مواقعی کاملا هوشیار باشید.
▪ چه کار کنید:
به طعمه ای که بر سر راهتان قرار گرفته توجه نکنید. پیش از پاسخ دادن نباید بیش از اندازه مکث کنید. چه لباس برازنده او باشد چه نباشد، به او بگویید که بسیار زیباست و در آن لباس فوق العاده به نظر می رسد. اگر او در پاسخ گفت: “تو فقط به خاطر من داری اینو می گی” به او بگویید: ” تو هر لباسی که بپوشی باز هم در نظر من زیبا هستی!”. ممکن است دروغ باشد ولی به هر حال با این کار از یک جر و بحث طولانی جلوگیری می کنید.
● شماره ۸ : بازی بی دست و پایی
بعضی مواقع اتفاق می افتد که او دوست ندارد کاری را انجام دهد. برای اینکه شما را به نوعی وادار به انجام دادن آن کار نماید، چیزی شبیه به این می گوید: “من دقیقا نمی دونم باید این کار را چگونه انجام دهم.” آن کار بخصوص شاید برنامه ریزی و یا نصب یک نرم افزار کامپیوتری باشد که اگر چه به خوبی از نحوه اجرای آن آگاه است، اما فقط دلش نمی خواهد آنرا انجام دهد.
▪ چه کار کنید:
در بیشتر موارد بهتر است که بی خیال چیزهای دیگر شده و درخواست او را اجرا کنید. اما مراقب باشید که این امر برای او به صورت عادت در نیایید؛ وگرنه همیشه مجبور هستید جور کارهای او را بکشید. در عوض در حین اجرای برنامه او را در کنار خود بیاورید و مراحل مختلف را به او آموزش دهید. با این روش او دفعه آینده برای شانه خالی کردن از زیر این کار هیچ بهانه ای ندارد.
● شماره ۷ : بازی دست نیافتنی جلوه دادن
خانم ها دوست دارند خودشان را در نظر آقایون دست نیافتنی جلوه دهند. گاهی اوقات نیز برای جلوگیری از بروز شکست عاطفی، احساسات خود را بیان نمی کنند. آنها قبل از شیرجه حرارت آب را تست می کنند به عبارت دیگر پیش از قبول ریسک شکست باید مطمئن شوند که آیا شما آنها را از صمیم قلب دوست می دارید یا خیر.
▪ چه کار کنید:
اگر دیدید که او در مورد احساستش نسبت به شما مطمئن نیست اما در عین حال به شما “اظهار علاقه” می کند وظیفه شما هم این است که کار مشابه را در مورد او انجام دهید. اما در انجام این کار زیاده روی به خرج ندهید، چون شما نیز باید در نظر او دست نیافتنی جلوه کنید. اجازه دهید تا او بداند که دوستش می دارید، اما در عین حال باید او را متوجه کنید که در صورت عدم ایجاد رابطه مناسب شما می توانید به راحتی به دنبال شخص دیگری بروید.
● شماره ۶ :بازی ” باید با هم صحبت کنیم”
این بازی معمولا زمانی شروع می شود که شما مشغول تماشای یک رویداد ورزشی مهم، نظیر جام جهانی هستید. یک بار دیگر او قصد دارد شما را امتحان کرده و از اولویت هایتان آگاه شود. او توجه شما را می خواهد آن هم در همان موقع مشخص.
▪ چه کار کنید:
اگر تلویزیون را برای ۵ دقیقه بی صدا کنید، کار عاقلانه ای انجام داده اید. به حرف هایش گوش دهید و مجددا به ادامه بازی برگردید. اما اگر بگویید که حرف هایش را بگذارد برای بعد، او تلویزیون را خاموش کرده و یک مشاجره ۵ ساعته شروع می شود. او مخ شما را پر می کند از اینکه برایش هیچ گونه اهمیتی قائل نیستید و مانند گذشته احساساتتان را بروز نمی دهید. به هر حال در هر دو مورد حق انتخاب با خود شماست.
● شماره ۵ :بازی مبادله ای
او معمولا وقتی از این بازی استفاده می کند که حرف از به میان بیاید. او به طور آگاهانه به شما می گوید که در صورتی رابطه برقرار می کند که شما در عوض یکی از کارهای او را انجام دهید. خانم های کمی هستند که از کمک کردن مردها در کارهای خانه، خرید کردن، و یا دعوت کردن مادر خانم به صرف شام، لذت نمی برند.
▪ چه کار کنید:
شما هر چقدر بیشتر به درخواست های او پاسخ مثبت دهید او خیلی بیشتر به شما علاقه پیدا می کند. بنابر این جارو و خاک انداز خود را بردارید، برای خرید آماده شوید و با مادر زن خود گفتگو کنید. نقطه ناخوشایند این است که ممکن است شما کارهایی انجام دهید که از آنها لذت نمی برید، اما در عوض در انتهای روز احساس خوشحالی خواهید داشت. باید مطمئن شوید که او تا پایان معامله صادق است. در ضمن به خاطر داشته باشید که شما همیشه مجبور نیستید برای برقراری رابطه جنسی، لطفی در حق او انجام دهید.
● شماره ۴ : بازی ذهنی معکوس
این امر درست زمانی صورت می پذیرد که او دقیقا عکس آنچه را که می خواهد به زبان می آورد و از شما انتظار دارد تا عینا کاری را که در ذهنش دارد، انجام دهید. به عنوان مثال ممکن است از شما بخواهد تا ظرف ها را بشویید، اما این مطلب را به طور واضح بیان نمی کند، بلکه به جای آن می گوید من ظرف ها را می شویم و پس از اتمام کار از دست شما عصبانی می شود: که چرا به او کمک نکرده اید. گیج شدید؟! درک میکنم!
▪ چه کار کنید:
این بار که او بازی ذهنی معکوس را شروع کرد، خیلی مراقب باشید تا چیزی از دست ندهید. دفعه آینده وقتی نوبت به شستن ظرف ها رسید (و یا انجام هر کار دیگری) رفتار او را کاملا تحت کنترل داشته باشید. اگر او اشیا را به تندی به این طرف و آن طرف پرتاب می کرد، بهتر است به او بپیوندید و کمکش کنید.
● شماره ۳ :بازی ذهن خوانی
این بازی معمولا به همراه بازی ذهنی معکوس انجام می شود. رفقا، او از شما انتظار دارد تا ذهنش را بخوانید؛ زیرا تصور می کند که اگر واقعا به او اهمیت بدهید باید بدانید چه چیزی در ذهنش می گذرد. هر چند این بازی به هیچ وجه منطقی نمی باشد اما خانم ها باز هم انتظار دارند تا شما افکارشان را بخوانید.
▪ چه کار کنید:
پیش از اینکه گوی بلورین جادویی خود را در آورده و شروع به پیشگوی کنید، از او بپرسید که دوست دارد چه کاری برایش انجام دهید و دلیل آنرا هم اینطور توجیه کنید که فقط قصد خوشحال کردنش را دارید. به او نشان دهید که با تمام وجود در حال گوش کردن هستید و وقت خود را با حدس های آبکی از بین نبرید. اگر شما شروع کنید به حدس زدن، به احتمال زیاد گزینه نادرست را انتخاب می کنید.
● شماره ۲ :بازی سکوت
زمانی که او با شما صحبت نمی کند و شما را به سردی در آغوش می گیرد، باید بدانید که از دستتان ناراحت است. شاید خودتان هم به درستی از دلیل این امر آگاهی نداشته باشید.
▪ چه کار کنید:
مدام از او نپرسید که چه اتفاقی روی داده است. با این کار همه چیز را بدتر می کنید. حقیقت اینجاست که اگر ندانید که چه کاری انجام داده اید، اوضاع خیلی وخیم تر می شود. در حین زمانی که شما مشغول تحلیل و بررسی کارهای خود هستید او فرصت لازم را بدست می آورد تا خونسردی خود را مجددا بدست آورد. او ممکن است نزد شما بیایید، به چشم هایتان خیره شود و آه و زاری کند و یا اینکه چیزی در روی سرتان بکوبد؛ که البته در صورت وقوع چنین سانحه ای می توانید از او بپرسید که چه اتفاقی روی داده و بعد نسبت به حل آن اقدام کنید.
● شماره ۱ :بازی اتمام حجت
این بازی، سرآمد تمام بازی هاست. و زمانی روی میدهد که ارتباطتان در خطر باشد. او از شما انتظار یک چیز بزرگی داشته، به عنوان مثال پیشنهاد ازدواج، حلقه و…. و اگر بر طبق خواسته اش عمل نکنید او اظهار می دارد که شما را ترک خواهد کرد. راست و دروغش به طرفتان بستگی دارد.
▪ چه کار کنید:
اگر احساس کردید که او بلوف زده، به کار خود ادامه دهید و به او بگویید که در حال حاضر آمادگی تشکیل زندگی مشترک را ندارید. اما اگر احساس کردید که حرف هایش صحت دارد، بهتر است بنشینید و با او صحبت کنید. اگر واقعا آمادگی نداشتید که رابطه خود را به سطوح بالاتر ارتقا دهید، شاید نوبت به آن رسیده باشد که به ارتباط خود خاتمه دهید.
● وارد بازی شوید.
همه چیز در اختیار شماست. در قسمت بالا ۱۰ نمونه از مشهورترین بازی هایی را که خانم ها انجام می دهند، برایتان ذکر کردیم. حال که نسبت به آنها آگاهی پیدا کردید می توانید به راحتی زندگی آرامی را در کنار آنها شروع کنید.
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 7:55 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
یکی از بارزترین پیامدهای زندگی با مردان ایرادگیر و ریزبین را می توان ایجاد وسواس خفیف و یا گاهی شدید در زنان برشمرد...
تمایل انسان ها به برخورداری از وجه ای مناسب، قابل اعتماد و مطلوب در نزد دیگران از سبقه ای به قدمت تاریخ برخوردار است.
این موجودات اجتماعی، هماره خواهان داشتن ارتباطاتی هستند که طی آن از سوی دیگر هم نوعان خود مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و از راه های گوناگونی جهت نیل به این مقصود بهره می جویند.
در این میان هستند اشخاصی که با گرفتن ایراد و انتقادهای بی مورد و بی جا، سعی بر ضعیف نشان دادن مخاطب خود دارند تا از این منظر برای خود کسب قدرت نمایند و موقعیت فردی و اجتماعی خود را قوت بخشند.
این پیامد اغلب و به صورتی چشمگیرتر در میان مردان جامعه مشاهده می شود و آن زمانی که این مردان منتقد دارای شخصیتی بدبین و شکاک نیز باشند، معضل حادتر شده و همسران و یا همکاران و حتی خانواده های آنان درگیر مشکلاتی می شوند که گاه لاینحل می ماند و به بروز اختلالات روانی در افراد منجر می شود.
علی جوادی؛ روان شناس در خصوص تأثیرات رفتاری این دست از مردان بر همسران و اطرافیان آنان در گفت و گو با آژانس خبری روز(دی نا) گفت: جای بسی تأسف است که مردان ایرادگیر تمام مشکلات و معضلات و رخدادهای ناگوار زندگی خود را به همسران، مادر و یا خواهر و حتی همکاران خود مرتبط می دانند و می توان گفت آنان همیشه و به صورتی دائمی مشغول تقسیم تقصیرات هستند تا از این راه خود را تبرئه نمایند و اجازه ندهند کسی نوک پیکان کم کاری و یا بی توجهی و بی مسئولیتی را در زندگی به سوی آنان نشانه رود.
وی در ادامه تصریح کرد: مشکل از جایی آغاز می شود که این افراد نقاط قوت و رفتارهای مثبت اطرافیان خود و به ویژه همسرانشان را نمی بینند و یا در صورت مشاهده اهمیتی به آن ها نمی دهند، از این رو همسران این مردان دچار کمبود محبت و بذل توجه می شوند و در صورت تدوام این برخوردها و حرکات دچار مشکلات شخصیتی و رفتاری می شوند.
جوادی؛ یکی از بارزترین پیامدهای زندگی با مردان ایرادگیر و ریزبین را می توان ایجاد وسواس خفیف و یا گاهی شدید در زنان برشمرد و افزود: زنان؛ در طول زندگی با مردانی که دائماً از رفتارها و کارهای آنان ایراد می گیرند، قدرت تعقل و تمرکز کامل و جامع خود را از دست می دهند و در توالی زمان احساس می کنند هر کاری که انجام می دهند، مهم و یا کم اهمیت اشتباه و نادرست است و همین حالاست که شوهران آنان سر برسند و به بدگویی و نشان دادن رفتاری زننده و غیرانسانی در مواجه با کار آنان بپردازند.
روان شناس بالینی؛ در ادامه ی گفت و گو با گروه جامعه آژانس خبری روز(دی نا)؛ رفتارهای زنان در برخورد با چنین مردانی را گاهی بروز عکس العمل ها و واکنش های غیر طبیعی و شدیدالحن خواند و تأکید کرد: قهرها، نزاع و دعواهای طولانی مدت میان این زوج ها به ایجاد روابطی سرد و حتی جدایی منجر می شود، اما آن دسته از زنانی که به هر دلیلی در زندگی با این مردان می مانند و از سوی دیگر نمی توانند آنان را اصلاح کنند، سعی در اصلاح خود می نمایند به نحوی که دیگر جایی برای غرغرها و ایرادات بیجای مردان نماند، که این امر هرگز میسر نیست، زیرا هیچ فردی کامل و بی عیب نیست و از طرف دیگر این مردان به ایرادگیری به جا و درست نمی پردازند، بلکه دستمایه ی بهانه جویی های آنان، اتفاقات غیرواقعی و ساخته و پرداخته ی ذهن آن هاست.
علی جوادی؛ میزان بروز پدیده ی افسردگی های خفیف و یا حاد را در این زنان بسیار بالا و فزاینده نامید و گفت: زنانی که در رابطه با مردان ایرادگیر و بهانه جو هستند، به مرور زمان اعتماد به نفس و روحیه ی انسانی خود را از دست می دهند و از جایی که همواره از دست همسران خود عصبانی و خشمگین هستند و آن احساسات را به دلیل برخی ملاحظات بروز نمی دهند و یا کم تر ابراز می دارند، دچار افسردگی های مزمن می گردند و روابط آنان با گذشت زمان سیاه و سیاه تر شده تا به ورطه ی کامل نابودی کشیده می شود.
وی، وسواس را یکی از اصلی ترین پیامدهای زندگی با مردان بهانه جو و ایرادگیر برای زنان دانست و خاطرنشان کرد: این زنان دچار وسواس می شوند و تا پایان عمر، چنانچه به صورت خودآگاه درمان نشون، دیگر به هیچ عمل خود اطمینان نخواهند داشت و گاه شاهد خواهیم بود که خانه ی خود را در طول روز بارها نظافت می کنند و یا بچه ها را از شدت توجه و پاکیزگی کلافه می کنند و از ترس برخورد اشتباه با دیگران و سرزنش و نکوهش همسران خود، با اطرافیان قطع ارتباط می کنند و پیله ای قطور که مانع از پیشرفت و برخورداری آنان از زندگی سالم از لحاظ مادی، روانی و جسمی می گردد، به دور خود می کشند.
کارشناس روانشناسی بالینی، راهکار درمان خودخواسته و آگاهانه ی این اختلال را مستلزم کمک مردان و زنانی دانست که در این نوع رابطه ها قرار دارند و گفت: احساس رضایت اگر یک سویه باشد دیگر نمی تواند واقعی باشد و مردان باید بدانند نیمی از احساس شادی و رضایت کمک به ایجاد این احساس در شریک زندگی آنان است. مردان باید کاری کنند تا این احساس از زنان وسواسی دور شود که کسی را ندارند که به خاطر او بهبود یابند و یا پیشرفت نمایند.
در پایان، جوادی از مردان بهانه جو خواست تا با توجه و دقت در نکات مثبت بی شماری که زنان آنان دارا هستند دست از ذهن خوانی های اشتباه و نادرست خود بردارند و افزود: این گونه مردان باید درست زیستن را بیاموزند تا بتوانند با برخوردهای انسانی و صحیح، جایگاه واقعی زنان خود را ارج نهند و باور کنند زنان آنان به همان میزان که آنان انسان هستند، انسانند و باید از حقوق اولیه و طبیعی خود بهره مند گردند و هیچ شخصی این اجازه و حق را ندارد که حقوق مسلم فردی و اجتماعی را از آنان بگیرد و زنان را تبدل به موجودات ضعیف، حاشیه ای و بیمار سازد.
منبع : سیمرغ
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 13 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 7:30 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
هر انسانی نیاز به امنیت روانی دارد و همه افراد موظف هستند شرایط لازم برای خود و شریک زندگی را تامین کنند. روش هایی از قبیل عیب جویی ، لج بازی ، سرزنش ، داد و فریاد کردن ، کتک زدن ، بددهنی و مشاجره ک …
افرادی که شکایت می کنند که همسرشان به آنان احترام نمی گذارد یا به حرف آنها توجه نمی کند ، باید به بررسی و ارزیابی رفتار خود بپردازند و ببینند چه کارهایی کردند یا چه رفتارهایی از خود نشان داده اند که با این وضعیت رو به رو شده اند ؟
بدیهی است اگر شما می خواهید همسرتان رفتارش را تغییر دهد ، شما باید رفتار خود را مورد ارزیابی و بازنگری قرار دهید . این همه مشاجره برای چیست؟ مشاجره می تواند بر سر مسائلی از قبیل طرز لباس پوشیدن ، نحوه برخورد با دیگران ، دوستان ، و افراد فامیل، شغل، اقتصاد خانواده ، و تصمیمات مهم زندگی و بطورکلی همه چیز باشد .
اگر بدانید که شما تنها کسی نیستید که با همسر خود مشاجره می کنید ، شاید کمی احساس راحتی به شما دست دهد . اما بسیاری از افراد در اکثر اوقات در حال مشاجره هستند و این موضوع می تواند ضمن آنکه موجب ناراحتی و نگرانی شما شود باعث خستگی و فرسایش روحی شما گردد . البته این امکان هم وجود دارد که بر سرمسائل بسیار کم اهمیت، مثلاً برای شام چه غذایی سرو شود ، یا امشب کجا مهمانی برویم بحث شود .
کاملاً طبیعی است که زوجها بر سر مسائل مختلف ، با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند و گاهی با هم بحث و مشاجره کنند. اما نباید مشاجره به یک عادت طبیعی تبدیل گردد .
افراد طبیعی هنگام انجام یک مشاجره با هم وارد بحث می شوند ، و دارای قضاوت صحیحی بوده و به یکدیگر فرصت گوش کردن و حرف زدن را می دهند . اما متاسفانه اغلب اوقات قدرت قضاوت افراد بهم می ریزد ، درست بهم گوش نمی کنند و حتی در شرایط بحرانی کارشان به نزاع می کشد.
● نزاع زوج ها به چه معناست؟
زمانیکه با همسرتان درحال جر و بحث هستند، افکار مختلفی به ذهن شما می رسد. چرا باید بر سر هم فریاد بکشید؟ آیا این امر به آن معناست که همدیگر را دوست ندارید؟ آیا قصد دارید همدیگر را تحقیر کنید ؟
جالب است که بدانید گرفتن نتیجه های واهی از جر و بحث های خانوادگی، کار عاقلانه ای به شمار نمیرود . و در اکثر موارد مشاجره نتیجه خوب و منطقی در پی نخواهد داشت و دراغلب موارد مشاجرات خانوادگی تنها به افراد اجازه می دهد تا خود را تخلیه احساسی کنند. و حتی می تواند اعتماد ، علاقه و رابطه عاطفی را کاهش دهد .
● جر و بحث زوج ها کاملا طبیعی است
وجود احساسات، عقاید، و اهداف مختلف، در افراد متفاوت ، یک امر کاملاً طبیعی قلمداد می شود. اولین گام به سوی برخورداری از یک رابطه دو طرفه و صمیمانه صحبت کردن درباره همین تفاوت هاست. تمام افراد دنیا از این حق برخوردار هستند که احساسات خود را بیان کرده، عقاید شخصی خود را ابراز کنند و حتی اختلاف نظرهای خود را نیز به زبان بیاورند.
گاهی اوقات زوج ها نسبت به تفاوت های موجود آنچنان سرسختی از خود نشان می دهند. که گفتگوی مسالمت آمیز آنها تبدیل به مشاجره می شود. بهتر است چنین جر و بحث هایی به سرعت خاتمه پیدا کند. افراد از یکدیگر عذر خواهی کرده ، آشتی کنند و به روال عادی زندگیشان باز گردند.
همیشه فرض کنید همسرتان امروز ، روز بدی را پشت سر گذاشته ،احساس خوبی ندارد ، تحت فشار شدید استرس های روزمره قرار دارد… ( درست شبیه به زمانیکه خود شما با این حالات روبرو هستید ) پس سعی کنید او را درک کنید و با ملایمت و آرامش او را نیز به آرامش سوق دهید .
به هرحال او نیز انسان است و درست مانند خود شما زمانیکه ناراحت می شود، ممکن است فریاد بکشند. گریه کنند، و حرف هایی بزنند که هیچ قصد و غرضی از به زبان آوردن آنها ندارند . خیلی از افراد خونسردی خود را به راحتی در شرایط مختلف از دست می دهند. بنابر این، این بار که همسرتان بد اخلاقی می کند و شروع به مشاجره و بحث می کند تصور نکنید که حتماً باید بدترین اتفاق به وقوع بپیوندد. شما می توانید وضعیت موجود را کنترل کنید و آرامش را به خود و همسرتان بازگردانید .
● چرا مشاجرات بالا می گیرد؟
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، گاهی اوقات زمانیکه زوجین با یکدیگر بحث می کنند، داد و فریادها رفته رفته زیاد می شوند و اهانتها و کلمات خشن و ناگواری شنیده می شود . هر چند این امر در برخی از خانواده ها رواج دارد ، اما اصلاً درست نیست. افراد نباید به خود اجازه دهند که روی ارزش فردی دیگران پـا بگذارند . شخصیت آنها را خرد کنند و هر حرفی را که به ذهنشان می رسد، بر زبان جاری سازند.فرموش نکنید او همان فردی است که بارها به شما گفته بسیار دوستتان دارد .
گاهی اوقات نزاع های خانوادگی از مرزهای خود خارج شده و با هل دادن طرف مقابل ، پرتاب کردن اشیاء و وارد کردن ضربه به دیگری همراه می شود. حتی اگر طرفین از نظر فیزیکی نیز آسیب نبینند، باز هم مشاجره از حد طبیعی خود خارج شده تلقی میشود. دراین شرایط یکی از طرفین قصد دارد با تهدید و ارعاب ، کنترل امور را بدست گیرد. چنین بحث هایی به هیچ وجه طبیعی قلمداد نمی شوند. این همان زمانی است که لازم است مشاوره با یک متخصص با تجربه صورت گیرد .
زمانیکه دعواهای خانوادگی فیزیکی می شود یا با تهدید همراه می گردد. هر دو طرف باید تحت آموزش قرار بگیرند. که چگونه می توانند خشم خود را کنترل کنند.
فراموش نکنید شما با همسرتان بارها قرار گذاشته اید آرام، خونسرد، و مهربان و با شعور باشید . و اینک میزان محبت شما با افزایش و تکرار تعداد دفعات دعواها و شدت مشاجرات ، و کتک کاری کاهش می یابد .
اگر زوج ها درمورد مسائل کوچک و پیش پا افتاده با یکدیگر جر و بحث کنند، این امر می تواند تا حدی بیش ازسایر مسائل ناراحت کننده و دردآور باشد .
● چگونه خانواده ای شاد و سالم داشته باشیم ؟
اگر شما و همسرتان هر چند وقت یکبار با هم مشاجره می کنند، زیاد خودتان را ناراحت نکنید. هیچ خانواده کاملی وجود ندارد. حتی در شادترین خانواده ها هم مشکلاتی به وجود می آید و اعضای آن با یکدیگر بحث می کنند، افراد خانواده موظف هستند تا مسائلی که آزارشان می دهد را تشخیص داده و درمورد آنها با یکدیگر گفتگو کنند. خوشبختانه دراین صورت به راحتی قادرند به مصالحه و سازش دست پیدا کنند. با به کارگیری این شیوه تمام افراد احساس بهتری می کنند و زندگی آنها به حالت عادی خود بازمی گردد.
عضویت دریک خانواده به این معناست که تمام اعضای آن باید قدمی در جهت بهبود زندگی سایرین بردارند و کاری کنند که همه افراد احساس خوشبختی نسبی داشته باشند. گرچه بحث و مشاجره درهر خانواده ای اجتناب ناپذیر است ، اما باز گذشت و درک منطقی از وضعیت روحی طرف مقابل می توان اوضاع را کنترل کرد و بهترین نتیجه را از یک بحث منطقی گرفت . فراموش نکنید با عشق، درک متقابل ، و کمی تلاش تقریبا تمام مشکلات قابل حل می باشند.
هرگز همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید بلکه با خودش و وضعیت قبلی و کنونی او مقایسه کنید . سعی کنید رفتارهای مطلوب او را نزد دیگران به ویژه افرادی که او برای نظرشان احترام قائل است متذکر شوید ، از او قدر دانی کنید . تشویق ، تایید و تحسین رفتارهای مطلوب همسر و تقویت نقاط قوت او مهمترین روش برقراری ارتباط سالم با همسر است .
در انتها به آماری نگاه کنید که نشان می دهد نه تنها درا اکثر اوقات نتیجه یک مشاجره رضایت بخش نیست ، بلکه می تواند زمینه ساز مشاجرات بعدی باشد .
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 13 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 4:51 بعد از ظهر :: توسط : علی عباسی
نحوه برخورد با داغ عزيزانمان
مطلبی که تحت عنوان روانشناسی مرگ مطالعه می فرمائید مربوط به نحوه بر خورد ما با داغ عزیزانمان است.
●داغ عزیزانمان
هر از چند گاهی خبر فوت یكی از بستگان ، دوستان و نزدیكانمان خواب غفلت را از سرمان می پراند. و اگر آن عزیز از دست رفته یكی از افراد خانواده ما باشد به ویژه همسر، می تواند ، شوك شدیدی نیز بر ما وارد كند.
در حوزه روانشناسی ، فشارهای روانی و مشكلات به دسته های مختلف تقسیم می شوند كه در بعضی مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری ، می تواند آنها را حل كرده یا تغییر دهد و بعضی مسائل نیز هست كه صرفاً باید آنها را تحمل كرد.
اما مرگ از مقوله دوم است. یعنی ما نمی توانیم آن را حذف كنیم. بهتر است بگوئیم كه سهم هر كس از مرگ عادلانه بوده و سهم هیچ كس ضایع نمی شود. خیلی چیزها، و اتفاقات، ممكن است كه نصیب ما نشود ، ولی آسوده خاطر باید بود كه حتی اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانیم به مرگ فكر كنیم یا برای آن برنامه ریزی كنیم ، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر حی قیوم محفوظ است. پس می توان گفت كه مرگ حتمی است و چون به « وجود» ما مربوط می شود ، اساسی و بیشتر اوقات تنش زاست.
● با مسئله مرگ خود و عزیزانمان چگونه كنار بیاییم؟!
۱) به جای اینكه همواره از اساسی ترین مسئله زندگیمان فرار كنیم ، یا خود را به فراموشی بزنیم یا خود را به چیز دیگری سرگرم كنیم. بهتر آن است كه در طول زندگی حداقل یكبار صمیمانه با آن روبرو شویم و تكلیف خود را با آن روشن سازیم. اگر از نظر محتوایی به مرگ نمی اندیشیم ، و برای زندگی برنامه نمی ریزیم ، حداقل در مورد چگونگی برخورد خودمان و بستگانمان با مرگ برنامه ریزی كنیم.
۲) در آموزه های دینی درمورد نوشتن وصیت نامه ، یاد مرگ ، گذر به قبرستان و .... بارها شنیده ایم. حالا بیائیم با همسر و فرزندان، برادر و خواهر و والدین خود برنامه مرگ خود و سایر افراد خانواده را مرور كنیم. باید مطمئن باشیم كه می توانیم در این خصوص، برنامه بریزیم ، چون فقط و فقط یك مجهول داریم و ما بقی مسائل معلوم و آشكار است. و آن مجهول نیز نوبت مرگ ما در رابطه با دیگر عزیزانمان هست. ( كه البته زیاد هم مهم نیست) . مهم این است كه مسئله مرگ قوی و واضح وجود دارد و آماده برنامه ریزی هست.
۳) از آنجا كه اغلب اوقات به هنگام پیشامد مرگ عزیزان، به علت هیجانات شدید ، و تالمات روحی تصمیم گیری مشكل است ، گنجاندن بعضی موارد در برنامه ریزی مرگ خود یا عزیزانمان ضروری است.
الف) چون معمولا مرگ از ما اجازه حضور نمی گیرد تا به مانند عروسی ، تدارك ببینم . لذا بهتر است مبلغی برای چنین مراسمی در نظر بگیریم.
ب) تكلیف بدهی ، دفتر چه های قسط ، سرمایه گذاریها، دیون ، اموال منقول و غیر منقول را روشن سازیم و به جای بازماندگان خودمان برای خودمان حلالیت های لازم را بطلبیم.
ج ) كیفیت مراسم ها ، خیرات ها ، نوع سخنرانی ، مداح ها ، مسائل مربوط به تهیه قبر و ... را مشخص كنیم. بهتر است متنی كه حاصل تجربه ما در زندگی هست را تهیه كنیم تا سخنران از زبان ما برای مستمعین قرائت كند.( به عنوان قسمتی از وصیت نامه)
د ) نحوه اطلاع رسانی به دوستان را در برنامه بگنجانیم ، اگر خودمان سلیقه خوبی داریم می توانیم حداقل در مورد خودمان اعلامیه ترحیم تهیه و جای تاریخ آن را خالی بگذاریم( بهتر است از جملاتی مانند « مرگ زود هنگام » ، « مرگ نا بهنگام» و یا « مرگ ناگهانی» در اعلامیه ترحیم استفاده نكنیم، چون ممكن است امر بر ما مشتبه شود و فكر كنیم كه مرگ زمان خاصی دارد.)
هـ ) از آنجا كه به هنگام داغ عزیزانمان ، برون ریزی هیجانات و غمها اجتناب ناپذیر است، در مورد كیفیت گریه كردن و یا نحوه سرو صدا كردن و بی تابی ، از هم اكنون ،فكری كنیم.
۵) خیلی خود را موظف به گفتن یك امر محال نكنیم. مثلاً به هنگام صحبت در مورد مرگ، بسیار شنیده می شود كه از جمله « خدا نكنه» استفاده می شود. البته افراد منطقی تر این جمله را عقلانی تر می گویند . بدین صورت:« بعد از صد سال یا دویست سال ...» یا اینكه « اگر یك روزی مرگ فرا رسید» . كه این هم اگرچه از جمله« خدا نكنه » بهتر است، ولی بازهم هیچ كس حتی خدا یك چنین قولی را مبنی بر زندگی طولانی به ما نداده است. لذا بهتر است از ادبیات روان تری در رابطه با مرگ استفاده كنیم.
شاید با خواندن متن بالا تا اینجا كمی تعجب كنیم ، و فكر كنیم این حرفها كمی یا حتی خیلی غیر منطقی است. ولی با خواندن مطلب ذیل شاید تا اندازه ای بتوانیم ، نوع دیگر دیدن و اندیشیدن را نیز تجربه كنیم.
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 13 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:51 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
لابد گاهی از خود پرسیده اید که چه چیز باعث می شود تا زنان بخواهند مرتب درباره وقایع زندگی روزمره شان با همه صحبت کنند، در حالی که مردان عمدتا درون گراهستند و حال و حوصله صحبت در مورد اتفاقات زندگی روزمره شان را ندارند؟ چرا مردان عمدتا وقت آزاد خود را صرف کار کردن با کامپیوتر و یا خواندن مجلات ورزشی می کنند در حالی که زنان بیشتر ترجیح می دهند به اخبار رسیده از این و آن بپردازند و یا سعی کنند روابطشان با دیگران برازنده و معقول به نظر برسد؟ چرا مردان و زنان از روابطشان با یکدیگر چیزهای متفاوتی را طلب می کنند؟ شاید علت، تفاوت های بنیادین در مغز مردان و زنان باشد. در بررسی نمونه ای از تفاوت های رفتاری، محققان دانشگاه باث متوجه شدند احساس درد در زنان و مردان متفاوت است. مردان در مواجهه با درد بیشتر به این فکر می کنند که چگونه از شر آن در کوتاه ترین زمان ممکن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بیشتر درگیر پاسخ احساسی شان نسبت به آسیب هستند که این خود ممکن است باعث شود تا آنها درد را شدیدتر احساس کنند. برای مقابله با ناراحتی ناشی از طلاق نیز تفاوت دو جنس به خوبی مشهود است. زنان توانایی بیشتری برای تطابق با موضوع دارند. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نشان داد زنان در مقابله با تمامی مراحل مختلف قطع رابطه از مردان قوی تر هستند. ۶۱ درصد از زنان در طی ۲ سال اول بعد از طلاق، وضعیت سلامت روان خود را مثبت گزارش کرده اند، در حالی که فقط ۵۱ درصد از مردان نظر مشابهی را داشتند. زنان دارای مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی هستند که مردان فاقد آن هستند و این مهارت ها به آنها اجازه می دهد تا از طریق احساساتشان صحبت کرده و با دوستان و خانواده شان راحت تر ارتباط برقرار کنند در حالی که مردان کمتر قادر به برقراری رابطه اجتماعی مناسب حتی با دوستانشان هستند دکتر فرانک تالیس روان شناس بالینی معتقد است یافته های فوق را می توان به وسیله تفاوت های مشخصی که در مغز دو جنس وجود دارد، توجیه کرد. در سیر تکاملی، زنان بیشتر اهل معاشرت و رفتارهای اجتماعی هستند، چرا که به هر حال این زنان هستند که بچه ها را بزرگ کرده و آنان را برای رویارویی با اجتماع آماده می کنند. آنها دارای مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی هستند که مردان فاقد آن هستند و این مهارت ها به آنها اجازه می دهد تا از طریق احساساتشان صحبت کرده و با دوستان و خانواده شان راحت تر ارتباط برقرار کنند در حالی که مردان کمتر قادر به برقراری رابطه اجتماعی مناسب حتی با دوستانشان هستند و در هنگام ناراحتی های احساسی، به جای مواجهه با مورد ناراحت کننده، بیشتر سعی می کنند آن را از هر طریق ممکن و لو اینکه در درون خود بریزند، به حداقل برسانند. شاید یک دلیل علمی برای این موضوع این باشد که مغز مردان طوری تنظیم شده که به صورت سیستماتیک و تحلیلی عمل کند، در حالی که مغز زنان بیشتر در مورد احساسات تنظیم شده است. در تحقیقی در این زمینه این طور به نظر رسید که مزیت های ذاتی فوق، نقش مهمی در زندگی جنس موِنث داشته باشند؛ در طی چند سال اول پس از طلاق، زنان روابط بیشتری با دوستانشان برقرار و وقت بیشتری صرف خانواده شان کردند و به دنبال مشاوره ها و درمان ناراحتی هایشان بودند در حالی که مردان غالبا به دنبال لذت های موقتی بودند. عمدتا پس از به هم خوردن یک رابطه زناشویی، مردان برای حفظ اعتماد به نفسشان به دنبال رابطه جدید هستند به جای آنکه فکر کنند چرا ازدواجشان با شکست مواجه شده است. علاوه بر این، برخلاف عقیده عمومی، در یک رابطه دوطرفه، مردان بیشتر از زنان درگیر عشق می شوند چرا که براساس بررسی ها مردان بیشتر از زنان تمایل دارند تا غریزه شان را برای رسیدن به فردی که او را جذاب و دلربا می دانند، ارضا کنند. از طرف دیگر، زنان بیشتر از طریق برنامه ریزی شده تری عاشق می شوند که تحت تاثیر سیر تکاملی شان است. آنها بیشتر به دنبال شریکی هستند که مراقب آنها بوده و قادر باشد خانواده شان را هم ازنظر مالی و هم ازنظر عاطفی تامین کند. زنان در رابطه شان با طرف مقابل علاوه بر جذابیت های فیزیکی، به دنبال مهربانی و سخاوت نیز هستند. البته محققان خاطر نشان می کنند فشارهایی نیز در اجتماع وجود دارند که باعث می شوند مردان و زنان به سوی شیوه های رفتاری برنامه ریزی شده شان هل داده شوند. در اجتماع، مردان بیشتر تشویق می شوند تا احساسات خود را کنترل کرده و تابع آن نباشند. شاید کنترل احساسات در قرون گذشته و به ویژه در جنگ ها برای مردان خوب بوده باشد، اما در کل کنترل کردن احساسات برای شکل دهی یک رابطه زناشویی کار جالب و مفیدی نیست. زنان در رابطه شان با طرف مقابل علاوه بر جذابیت های فیزیکی، به دنبال مهربانی و سخاوت نیز هستند. در سمت مقابل، زنان در اجتماع غالبا به سوی شیوه رفتاری رانده می شوند که در طی آن از زنان بیشتر انتظار می رود ملایم تر و مهربان تر باشند که این خود موجب می شود برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه برایشان آسان تر باشد.به همین دلیل زنان بیشتر از مردان به اطمینان کلامی اهمیت می دهند. در تمام موارد ذکر شده سعی شده کارهای پیچیده مغزی تا حد بسیار زیادی ساده شوند. البته باید توجه داشت هیچ زن و مردی تمام خصوصیاتی که محققان در مورد مغز زن و مرد می گویند را ندارد. اغلب مردم مغزهای متعادلی دارند که دارای مقادیر مساوی از خصوصیات مردانه و زنانه است. حتی برخی از افراد دارای مغزهایی هستند که رفتاری خلاف جنس آنها دارد. روان شناسان معتقدند تفاوت دو جنس هم در روابط سالم و هم در روابط شکست خورده کاملا مشهود بوده و باید به دقت بررسی شود. موارد اختلاف زیادی بین دو جنس وجود دارند اما اگر موردی به طور عمده و در میان تعداد زیادی از افراد صحیح بود، می تواند کمک کننده باشد، به ویژه به این دلیل که شما بفهمید و بدانید آن موضوع، یک رفتار عمومی است و یک مورد ناخوشایند و یا شخصی نیست و شما نباید احساس بدی در این مورد داشته باشید. به عنوان مثال، ممکن است در اختلاف زناشویی، مرد آرام و ساکت باشد ولی این بدان معنا نیست که وی عصبانی نشده است، بلکه معنای عمده آن این است که مغز آن مرد بهتر می تواند مسئله را درون خود و با آرامش حل و فصل کند. به طور مشابه، چنانچه زنی برای صحبت کردن و مباحثه پافشاری می کند، نباید فکر کرد علت آن بهره برداری از نق زدن های مداوم است، بلکه این غریزه وی است که از او می خواهد تا برای برقراری ارتباط و نشان دادن احساسش صحبت کند. اگر شما این تفاوت ها را قبل از اینکه موردی پیش بیاید درنظر بگیرید، حتما رابطه راحت تر و درک بهتری از طرف مقابل خواهید داشت و متوجه خواهید شد که کار مغزهای متفاوت زن و مرد به کمک یکدیگر کامل می شود.
ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 13 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 12:48 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است
ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 / 1 / 1390برچسب:عشق,زندگی,مشاوره,روانشناسی,عاشق,زناشویی,sms,اس ام اس,نویسندگی,سخنان بزرگان,love,سعادت,مطهری,چارلی چاپلین,طنز,شعر,ستاره,, :: 7:18 قبل از ظهر :: توسط : علی عباسی
زندگی شما میتواند به زیبایی رؤیاهایتان باشد، فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید.
در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
سلامتی :
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فرآوری شده.
4- با این 3 تا E زندگی کنید :
Energy (انرژی)
Enthusiasm (شور و اشتیاق)
Empathy (دلسوزی و همدلی)
5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
برای خوندن کل مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب...
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است.
مواظب خودتم باش...چون اگه نباشی بالاییا به کار نمیاد...

اگر تمام مردم دنیا هم جمع شوند نمی تونن
منو قانع کنن که
تو
توان انجام بزرگترین تحولات رو نداری...

یک روز پرد ثروتمندی پسرش را به مسافرتی به روستا برد،با این هدف که به او نشان بدهد چقدر مردم می توانند فقیر باشند. آنها یکشبانه روز رادر مزرعه ی خانواده فقیری سپری کردند. وقتی که از مسافرت برگشتند،پدر از پسرش پرسید:«مسافرت چطور بود؟» پسرش جواب داد:«خیلی خوب بابا جون!»
پدر پرسید:«دیدی که مردم چقدر می توانند فقیر باشند؟»
-«بله!»
-«و چه چیزی یاد گرفتی؟»
پسر جواب داد:«دیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا.ما استخری داریم که تا وسط باغ می رسد،آنها مردابی دارند که انتهایی ندارد.ما در باغ مان لامپ هایی داریم که نصب شده،آنها ستاره دارند. حیاط ما به حیاط همسایه ی روبرو ختم می شود،ولی آنها کلافق را دارند.» وقتی که پسر صحبت می کرد،پدر هیچ حرفی نمی زد. پسرش اضافه کرد:«متشکرم بابا جون که نشانم دادی ما چقدر فقیریم!»

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.
پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...
روزگاریست که همه عرض بدن میخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند...
دیو هستند ولی مثل پری میپوشند
گرگهایی که لباس پدری میپوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند
خوب طبیعیست که یک روز به پایان برسد
عشقهایی که سر پیچ خیابان برسد
آموزگارى تصمیم گرفت که از دانشآموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند.
او دانشآموزان را یکىیکى به جلوى کلاس میآورد و چگونگى اثرگذارى آنها بر خودش را بازگو میکرد.
آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ میزد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود:
« من آدم تاثیرگذارى هستم.»
سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژهاى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت.
آموزگار به هر دانشآموز سه روبان آبى اضافى داد و از آنها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.
یکى از بچهها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامهریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبانهاى آبى را به پیراهنش زد. و دو روبان دیگر را به او داد و گفت: ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش میکنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینهاش قدردانى کنید.
مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رییسش که به بدرفتارى با کارمندان زیر دستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او را به خاطر نبوغ کاریاش تحسین میکند.
رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را میپذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینهاش بچسباند.
رییس گفت: البته که میپذیرم. مدیر جوان یکى از روبانهاى آبى را روى یقه کت رییسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت: لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.
مدیر جوان به رییسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آنها میخواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم میگذارد.
آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ سالهاش نشست و به او گفت: امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین میکند و به خاطر نبوغ کاریام، روبانى آبى به من داد. میتوانى تصور کنی؟ او فکر میکند که من یک نابغه هستم! او سپس آن روبان آبى را به سینهام چسباند که روى آن نوشته شده بود:
«من آدم تاثیرگذارى هستم.»
سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه میآمدم، به این فکر میکردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من میخواهم از تو قدردانى کنم.
مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شبها به خانه میآیم توجه زیادى به تو نمیکنم. من به خاطر نمرات درسیات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد میکشم.
امّا امشب، میخواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مىخواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بودهاى. تو در کنار مادرت، مهمترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد.
پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمیتوانست جلوى گریهاش را بگیرد. تمام بدنش میلرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت: « پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من دراتاقم نشسته بودم و نامهاى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید.»
من میخواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمیکردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامهام بالا دراتاقم است.. پدرش از پلهها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد.
فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمیزد و طورى رفتار میکرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بودهاند.
مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر دربرنامهریزى شغلى کمک کرد… یکى از آنها پسر رییسش بود و همیشه به آنها میگفت که آنها درزندگى او تاثیرگذار بودهاند. و به علاوه، بچههاى کلاس ، درس با ارزشى آموختند:
« انسان در هر شرایط و وضعیتى میتواند تاثیرگذار باشد. »
من این روبان آبی را همراه با این روایت به همه کسانی که روی زندگیم تاثیر گذاشتند و با مهربانی درس های بزرگ زندگی را به من دادند تقدیم می کنم. اول ازهمه اونو تقدیم میکنم به هم اتاقی های عزیز ودوست داشتنی ام یعنی پرنازومینا که عاشقانه دوسشون دارم.
پیشنهاد می کنم شما هم همین کار رو بکنید…
خوب گوش کردن رابیاموزیم.گاهی فرصتها بسیارآهسته در می زنند
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم

انیشتین میگوید : « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را میآفریند. »
استفان کاوی (از سرشناسترین چهرههای علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که میگوید:« اگر میخواهید در زندگی و روابط شخصیتان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه کنید .
اما اگر دلتان میخواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید .»
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموستر میکند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچههایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچههایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب میکردند. یکی از بچهها با صدای بلند گریه میکرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن میکشید و خلاصه اعصاب همهمان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچهها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمیآورد و غرق در افکار خودش بود.
بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچههایتان واقعاً دارند همه را آزار میدهند. شما نمیخواهید جلویشان را بگیرید؟»
مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد میافتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمیگردیم که همسرم، مادر همین بچهها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است.. من واقعاً گیجم و نمیدانم باید به این بچهها چه بگویم. نمیدانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره میپرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمیبینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه میدهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمیدانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور میتواند تا این اندازه بیملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب میخواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»
« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض میشود. کلید یا راه حل هر مسئلهای این است که به شیشههای عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازهای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است »


خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد
خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده
او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو
نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…
▪ از هر اشتباه پند بگیرید و تصمیم بگیرید دیگر آن اشتباه را تکرار نکنید .
▪ هیچگاه خطائی را که در زندگی مرتکب می شوید به ارزشی که برای خود قائلید ارتباط ندهید .
▪ هیچگاه شکوه و ناله سر ندهید .
▪ خود را دوست بدارید و این کار ساده ای است . در این راه نه نیازی به محبت دیگران دارید و نه احتیاجی به متقاعد کردن آنها وجود دارد .
▪ اگر کسی هست که دوستش دارید ؛ صریحا این دوست داشتن را به او ابراز کنید .
▪ حسادت را در خود از بین ببرید .
▪ باجسم خود به شیوه ای تازه بر خورد کنید . در صورت لزوم وزن خود را کاهش دهید . به تمرین های ورزشی بپردازید ، از صدمه زدن به جسم خود به هر شکل و به هر عنوان پرهیز کنید . بدن شما ، وجود شماست ، بدن خود را دوست بدارید .
▪ اگر پاره ای از ویژگی های جسم خود را دوست ندارید و قادر به تغییر آنها هستید ، آنها را تغییر دهید .
▪ قسمت های تغییر ناپذیر جسم خود را با نگاهی تازه ببینید .
▪ نگذارید دیگران نظراتشان را در باره جذابیت ، به شماتحمیل کنند .
▪ هر گز ارزش خودتان را ، با رفتار دیگران ، نسبت به خودتان ، مخلوط و مشتبه نکنید .
▪ تصورات اولیه شما از شخصییتان بر پایه نظریات بزرگسالان بنا نهاده شده ، لازم نیست آنها را تا ابد حفظ کنید .
▪ با خودتان پیمان ببندید که عادات به هر گونه رفتار و یا تفکر خود کاستی را از بین ببرید .
▪ تصمیم بگیرید همیشه برای خود ارزش قائل باشید .
▪ با صرف وقت و تلاش ، هر یک از رشته های مورد علاقه خود را فرابگیرید .
▪ خود را به عنوان یک انسان با ارزش بپذیرید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
وقتی کسی را دوست دارید ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست
وقتی کسی را دوست دارید ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است .
وقتی کسی را دوست دارید ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .
وقتی کسی را دوست دارید ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .
وقتی کسی را دوست دارید ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .
وقتی کسی را دوست دارید ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .
وقتی کسی را دوست دارید ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .
وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .
وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .
وقتی کسی را دوست دارید ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .
وقتی کسی را دوست دارید ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .
وقتی کسی را دوست دارید ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .
وقتی کسی را دوست دارید ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .
به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟
روزی دو دوست
با هم زندگی میكردند. همیشه با هم بودن . اسم یكی " من " و اسم دیگری " او" بود.
"او" همیشه مواظب "من" بود. تجربه "او" بیشتر از "من" و راه رو از چاه تشخیص میداد.
همه چیز "من" رو "او" داده بود ولی "من" هیچ وقت از "او" تشكر نمیكرد.
"من" همیشه غر میزد و میگفت كه "او" مرا فراموش كرده . "او" هر چه به "من" میداد "من" هیچ تشكری نمیكرد. با اینكه "او" هیچ احتیاجی به تشكر "من" نداشت.
بارها و بارها "من" قلب "او" را شكسته بود ولی "او" كینه ای به دل نداشت و "من" را می بخشید.
"من" می گفت تمام بلاهایی كه به سرش میاد تقصیر "او" ست.
"من" همیشه نیمه ی خالی لیوان رو می دید.
آیا شما دوست داشتین جای "من" بودید؟
حالا بیا این دو حصاری كه دور خودمان كشیدیم رو برداریم.
و
درست نگاه كنیم بدون هیچ حصاری!
و خودمون رو جای "من" بگذاریم و خدواند رو بجای "او".
بجای تشكر از نعمت های خداوند همیشه غر می زنیم. نیمه ی خالی لیوان رو می بینیم.
فكر می كنیم كه خداوند ما رو فراموش كرده ، با كارهای ناشایاست خودمون او رو می رنجونیم.
اگه دو انسان در مقابل هم قرار بگیرن در برابر این همه ناسپاسی دلسرد میشن و به مرور زمان از لطف خودشون كم می كنن تا به صفر برسه ولی خدای مهربان مطلق و ما ناسپاس.
دوست عزیزم؛ باید این جمله رو با تمام وجود احساس كرد و در زندگی به كار برد.
شكر نعمت ،نعمتت افزون كند ، كفر نعمت از كفت بیرون كند.
سعی كنیم نیمه ی پر لیوان رو ببینیم.
روزی چند بار با خداوند خلوت كنیم و از نعمت هایی كه به ما داده تشكر كنیم.
هر شب برای خداوند نامه بنویسیم.
نماز بخوانیم .( بهترین راه تشكر از نعمت های خداوند نماز خوندنه.)
حی الصلاة ... حی الصلاة....حی الی خیر العمل....حی الی خیر العمل
منبع:وبلاگ کار آفرینی و خلاقیت

زندگی هدیه خداست به تو،
طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا.
خوب حال اگه دستو دل باز باشی حتما یه هدیه ارزشمند به خدا می دی..
خوب البته هر کسی هم میدونه که ارزشمند تر از جان انسان وجود ندارد..
حاضری جون خودتو به خدا هدیه بدی...؟؟؟؟
من که ...!!!
البته آدم های دستو دل بازم مختلفن..
اینم برا ی خودش مراتبی داره
همین طور که گفتم یکی جونشو میده..
یکی خانوادشو...
یکی علمشو می ده ..
یکی ثروتشو...
یکی...
این مربوط به آدم های دستتو دل باز بود..
خوب بریم سراغ آدم های دیگه ..
بعضی آدم ها هم خوب یه هدیه هایی گاهی به خدا می دن اما بعد..
یا منت می گذارن سر خدا..!
یا ازش پس می گیرن..!
خوب اینم یه مدل دیگه ..کارش نمی شه کرد..
بعضی آدم ها هم که کلا خسیس تشریف دارن حاضر نیستن هیچ هدیه ای به خدا بدن...!
شاید خدا رو قابل نمی دونن...!!!
شایدم خدا ازشون قبول نمی کنه..!
به هر حال آدم باید لایق هدیه دادن هم باشه..
هر چی فکر می کنم من جزء دسته آخرم..!
امیدوارم شما جزء دسته اول باشید و به ما بی لیاقت ها دعا کنید..
شاید لایق شویم..
شاید البته..!
امیدوارم...
منبع : صدای محبوب من

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم
غلط زیادی که جریمه ندارد.
**احمد شاملو **
موش از شكاف دیوار سرك كشید تا ببیند این همه سر و صدا برای چیست. مرد مزرعهدار تازه از شهر رسیده بود و بستهای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز كردن بسته بود. موش لبهایش را لیسید و با خود گفت: كاش یك غذای حسابی باشد. اما همین كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد؛ چون صاحب مزرعه یك تله موش خریده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر بد را به همه حیوانات بدهد. او به هركسی كه می رسید، میگفت: «توی مزرعه یك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه یك تله موش خریده است. حالا چه كار كنیم؟»
مرغ با شنیدن این خبر بالهایش را تكان داد و گفت: آقای موش، برایت متأسفم. از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی، به هر حال من كاری به تله موش ندارم، تله موش هم ربطی به من ندارد.
میش وقتی خبر تله موش را شنید، صدای بلند سرداد و گفت: «آقای موش من فقط میتوانم دعایت كنم كه توی تله نیفتی، چون خودت خوب میدانی كه تله موش به من ربطی ندارد».
موش كه از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر، سری تكان داد و گفت: «من كه تا حالا ندیدهام یك گاو توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خندهای كرد و دوباره مشغول چریدن شد.
سرانجام موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فكر بود كه اگر روزی در تله موش بیافتد چه میشود؟
در نیمههای همان شب، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعهدار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ببیند.
او در تاریكی متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا میكرده، موش نبود بلكه مار خطرناكی بود كه دمش در تله گیر كرده بود. همین كه زن به تله موش نزدیك شد، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریاد زن به هوا بلند شد.
صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت. وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وی بهتر شد. اما روزی كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسایه كه به عیادت بیمار آمده بود، گفت: برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست.
مرد مزرعهدار كه زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. اما هر چه صبر كردند تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد میكردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعهدار مجبور شد میش را هم قربانی كند تا با گوشت آن برای میهمانان عزیز خود غذا بپزد.
روزها گذشت و حال زن مزرعهدار بهتر و بهتر شد و مرد مزرعهدار به شكرانه خوب شدن زن خود تصمیم به برگزاری جشنی كرد و به خاطر تأمین شام میهمانی مجبور شد از گاو خود نیز بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیك تدارك ببیند.
حالا موش به تنهایی در مزرعه میگردید و به حیوانات زبان بستهای فكر میكرد كه كاری به كار تله موش نداشتند!
نتیجه: اگر شنیدی مشكلی برای كسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد، كمی بیشتر فكر كن؛ شاید خیلی هم بی ربط نباشد

دکتر وین والتر دایر (Wayne Walter Dyer) در ۱۰ می ۱۹۴۰ در شهر دیترویت از توابع ایالت میشیگان در ایالات متحده امریکا در خانوادهای فرهنگی به دنیا آمد.
او یک نویسنده و سخنران است. یک عنوان از کتاب های او بنام "قلمرو اشتباهات شما" در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزء یکی از بالاترین رکوردار فروش کتابها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد.
دایر هم اکنون در مائوی، هاوایی زندگی میکند. در اینجا گزیده هایی از افکار، تحلیل ها و پندهای آموزنده اش نسبت به آنچه که ما آنرا زندگی می نامیم، مرور می کنیم.
دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..."
دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد،
به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایت انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: خدمتی برایتان انجام دهم؟ چه ؟ ..."
هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید،
چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.
به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
درستكارترین مردم جهان بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند،
حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.

انتخاب با توست، میتوانی بگوئی: صبح به خیر خدا جان،
یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده.
آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود در این زمینه،
خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.
اگر شخصیت خود را با فعالیتهای شغلی خویش میسنجید،
پس وقتی كار نمیكنید فاقد شخصیت هستید.

""dont forget comment""
1.بیاموزید كه خدا همیشه هست و همه جا حضور دارد.
2.بیاموزید كه دو نفر می توانند به یك نقطه نگاه كنند اما متفاوت ببینند.
3.بیاموزید درست نیست خودتان را با كسی مقایسه كنید.
4.بیاموزید كه كسی را نمی توانید وادار كنید عاشقتان باشد.
5.بیاموزید كه انسانهایی هستند كه ما را دوست دارند اما نمی دانند چطور عشقشان را ابراز كنند.
6.بیاموزید كه چند ثانیه طول میكشد تا زخمی در قلب آنها كه دوستشان داریم ایجاد كنیم،ولی سالها طول میكشد تا آن زخم را التیام دهیم.
7.بیاموزید ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد،بلكه گاهی كسی است كه به كمترین ها قانع است.
|
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،
به حوالی بی کسی قدم بگذار !
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو !
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ،
... ... کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام !
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو !
حریر غمش را کنار بزن ! مرا می یابی... :(
تبادل لینک هوشمند  ابتدا ما را با عنوان زندگی همراه عشق و آدرس 2nyabaeshg.mahtarin.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر بنویسید.
|